نابودی سریع پارچه، بقایای واقعی ناچیزی از این دورهی قدیمی به جا گذاشته است. خوشبختانه، بناهای ساخته شده توسط شاهان هخامنشی این فرصت مهم را به ما میدهند که سیر تکاملی پوشاک را دنبال کنیم. در میان این بناهای بیشمار، میتوان ابتدا از شهر سلطنتی تخت جمشید نام برد که توسط داریوش یکم ساخته و توسط اسکندر غارت شد و به آتش کشیده شد، اما نقوش برجستهی شگفتآوری از آنجا در امان مانده است. سپس خرابههای پاسارگاد، پایتخت پادشاهی ایران تا زمان بنای تخت جمشید و سرانجام بقایای کاخ داریوش در شوش، شهر کهن عیلام که بعدها در امپراتوری هخامنشی یا ایران امروزی ذوب و کاملاً محو شد.
فرمی که لباس پارسی به خود گرفت به مقام مردی که آن را میپوشید بستگی داشت، بدین ترنیب میتوان دید که رنگ لباس سنتی پارسها بنابر رتبهی اجتماعی شخصی که آن را پوشیده و یا فصل سال متفاوت است. لباس نیز با توجه به آب و هوای منطقه فرق میکند.
فلسفهی پارسی به لباس نهتنها یک خاصیت کاربردی، بلکه نقشی زیباشناختی عطا میکند. لباس، با برازندگی و وقارش، پوشندهی آن را پرشکوه میسازد. به علاوه، در میان هخامنشیان، لباس تصویری از شخصیت میسازد.
به تمام این دلایل، پارسها اهمیت بسیاری به انتخاب پارچه میدادند که میبایست دارای یک کیفیت دوگانه میبود: جنس و رنگ.
پارچههای بسیاری از جنس ابریشم، پنبه یا پشم با رنگهای مختلفی خصوصاً نارنجی، سفید، زرد، قهوهای فیروزهای و بنفش وجود داشت.
رنگ ارغوانی ارزشی منحصر به فرد داشت: این رنگ، رنگ رسمی لباسهای سلطنتی بود. ارغوانیِ صورتی که به خاطر کیفیت بالایش معروف بود و به همین دلیل بسیار گرانبها بوده، امتیاز پادشاهان بود که با کمال میل آن را به رشتههای طلا زینت میدادند.
پارچهها بسیار متنوع بودند: با اشکل رنگارنگ، با حاشیه و یا بدون حاشیه.
حتی در این دوره، فصول نقش مهمی روی رنگهای به کار رفته داشتند. فراموش نکنیم که جنس، رنگ و کیفیت لباس رتبهی اجتماعی شخص را نشان میداد. یعنی به طور کلی هخامنشیان لباسهای بسیار انعطافپذیر، فراخ و همچنین ماهرانه را میپسندیدند.
سیرت کراهتآور، ناجور و شرمآور بدن برهنه، تحسین ایرانیان در مورد لباس را نشان میدهد که اغلب از اجداد مادی خود الهام گرفته است. از سوی دیگر، هم روی لباسها و هم روی سلاحها زینتهای بسیاری است که در هر دوی این پادشاهیها مشترکند و این گاهی تشخیص بقایای آن دو از یکدیگر را دشوار میسازد.
در زمان ما، مطالعهی لباس مردم ایران غیرعلمی باقیمانده است زیرا تمام نوشتههای مربوط به لباس هخامنشیان، چه از هرودوت، گزنفون یا استرابو، فقط در مورد شاهان و دربارهایشان است. هر ناحیهای که تحت سلطهی ایران بوده توسط یک هیئت نمایندگان متشکل از تعدادی مرد نشان داده شده است که بعضی از آنها حامل هدایای تقدیمی هستند. یک شخصیت پارسی رئیس هیئت را که لباس او نشاندهندهی ملیتش است، راهنمایی میکند.
» منبع: پوشاک در ایران باستان، نوشتهی فریدون پوربهمن، ترجمهی هاجر ضیاء سیکارودی
برچسبها: مقاله، پوشاک






















