» شنبه بیست و دوم اسفند 1388 ساعت 20:17

بلیت‌های کنسرت در دستت است، وارد سالن ورزشی شهید بابایی قزوین می‌شوی. پس از دقایقی انتظار در بیرون سالن سرانجام وارد می‌شوی. بلیت‌ها کنترل می‌شود و در جایگاه مخصوص‌ات می‌نشینی. قرار بوده ساعت 19:30 کنسرت آغاز شود اما هنوز شروع نشده. عده‌ای به نشان اعتراض کف می‌زنند! تو هم کف می‌زنی. ساعت 20:00 کف‌های بی امان حضار و قیام کردن‌شان تو را متوجه حضور مردی از دیار شجریانی‌ها می‌کند. بله! همایون و گروه همنوازان حصار وارد شدند. به پاس احترام به تو گروه و همایون تعظیم می‌کنند. صدای سوت و کف سالن را به لرزه می‌افکند. همایون می‌نشیند، و اعضای گروه هم یکی پس از دیگری. پس از اندکی که از اجرای برنامه گذشت، برق‌ها به یک‌باره رفت! در حالی که همه مبهوت و حیران به راه روی روشن(!) خیره هستند به نشان اعتراض کف و سوت بی امان جمعیت تو را به یاد آخرین شب کنسرت همایون شجریان و گروه دستان در تالار بزرگ وزارت کشور می‌اندازد که به خاطر قطع برق کنسرت ساعت 21:20 (با یک ساعت و بیست دقیقه تأخیر) آغاز شد و استاد شجریان پس از روشنایی سالن سخنرانی کوبنده‌ای کردند. چند دقیقه اوضاع آشفته است. همایون می‌ایستد. جمعیت به احترامش قیام کرده و کف می‌زنند. چون میکروفونی در کار نیست سالن را سکوت محض فرامی‌گیرد. همایون اعلام می‌کند که هفت هشت دقیقه‌ای سالن را ترک می‌کنند تا برق برگردد. جمعیت با کف و سوت بدرقه‌شان می‌کنند. در بین جمعیت همه جا صحبت از به سنت تبدیل شدن قطع برق در کنسرت همایون شجریان است. به یک‌باره سالن روشن شده و صدایی از میکروفون به نشان برگشت برق شنیده می‌شود. شجریان جوان و گروه علی قمصری وارد می‌شوند. تشویق مردم باز هم ایشان را وادار به تعظیم احترام آمیزی می‌کند. با مقدمه‌ی دشتی، بی دل و بی زبان، صنما را خواند و با چهار مضراب به خاکدان عشق رفت و با مقدمه‌ی نوا، نقش خیال زد و توبه شکن، ضربی نهفت و آواز نهفت، با ادامه‌ی ساز و آواز به اوج رسید و شهر به شهر به برون از دیده‌ها رفت و در عاشقی، با تکنوازی تار رفت به آب، نان، آواز و با ساز و آواز شوشتری، به جان تو، گناه عشق را با هوای گریه خواند. سرانجام هم در میان تشویق بی پایان مردم و در ساعت 22:30 کنسرت به اتمام رسید و در یاد هنردوستان ایرانی و به ویژه قزوینی ماند و تو هم شاد و بانشاط در انتظاری که آخرین هفته‌ی سال 1388 برسد تا نوروز فرا رسد و خاطرات امشب را با عید بزرگ باستانی‌مان یکی کنی... .

» مطلب مرتبط: شبه پاسخی به اظهارات مضحک یکی از مدیران!


برچسب‌ها: گزارش، همایون شجریان 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: گزارش | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |




» جايزه!
» چقدر فاشیست هستیم؟ / رضا مرادی‌غیاث‌آبادی
» نوروز 1391 خجسته باد
» پیشاپیش جشن ملی «چهارشنبه‌سوری» خجسته باد
» زنده باد اصغر فرهادی، زنده باد جدایی نادر از سیمین؛ زنده باد سینمای ایران
» اسفندگان یا اسپندارمذگان، جانشین ولنتاین برای ایرانیان
» بزرگ‌ترين سفره‌ی هفت‌سين در مجموعه‌ی جهانی بيستون پهن می‌شود
» ايالت «هيرکانيه» هخامنشيان در البرز شمالی، ميراث متروک
» حمله‌ی اوباش کمیته‌ی نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی + پيوست‌هاى تازه
» ایران رجبی را از دست داد

» فهرست مطالب