» پنجشنبه پانزدهم اردیبهشت 1390 ساعت 21:33

همان‌طور که مستحضر هستید چندی پیش مهندس حمید بقایی (رییس سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری دولت دهم) طی یک مصاحبه‌ی مطبوعاتی به طور رسمی اعلام کرد که تمام روابط فی‌مابین میراث فرهنگی ایران و موزه‌ی لوور فرانسه به کلی قطع شده و هیچ ارتباطی دیگر بین طرفین وجود ندارد؛ دلیلی هم که از سوی مسئولان ایرانی بیان شده، «عدم همکاری مسئولان فرانسوی در برپایی نمایشگاه در پایتخت‌های دو کشور بر خلاف قرارداد منعقد شده بین طرفین» عنوان شده؛ دلیلی که البته مقامات فرانسوی آن را رد می‌کنند. در ذیل نکاتی پیرامون این مسئله خواهید خواند:

» مقصر کیست؟
نمی‌توان به راحتی عنوان کرد که مقصر اصلی کیست اما در هر حال هر دو طرف تقصیراتی را بر گردن دارند. مسئولان فرانسوی مدعی‌اند که «قرارداد منعقد شده میان دو کشور در سال 2004 در شش ماده و به سه زبان فارسی، فرانسه و انگلیسی» که مسئولان ایرانی «عدم همکاری در اعمال مفاد این قرارداد» را بهانه‌ی قطع ارتباط دانسته‌اند را به کلی بی‌اساس می‌دانند و آن را انکار می‌کنند. این‌جا سوالی مطرح می‌شود و آن این‌که به فرض هم این قرارداد نبود اما آیا شما هم‌چون همتای بریتانیایی خود و طبق دستور صریح «یونسکو» موظف به برپایی نمایشگاه در تهران نیستید؟ سوالی دیگر هم مطرح می‌شود و آن این‌که مقامات ایرانی چرا هم‌چون ماجرای منشور کورش، خود پیش‌قدم نشدند و نمایشگاهی در پاریس برگزار نکردند تا به قول رییس موزه‌ی بریتانیا که در مراسم رونمایی از استوانه‌ی کورش گفت «بریتانیا پاسخ سخاوتمندی ایرانیان را داد»، پاسخی در خور و فروتنانه دریافت نکنند؟

» دو اقدام زشت
ما انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستیم با خصوصیاتی خاص؛ از جمله آن‌که ذاتاً از قطع ارتباط (هرچند موقتی و در حد چند دقیقه) و دروغ (هرچند کوچک) بیزاریم؛ حالا اگر مسئله، قطع ارتباط «فرهنگی» بین دو کشور (با حدود 140 میلیون جمعیت) که هر دو هم به دموکراسی و آزادی و فرهنگ و تاریخ شهره‌ی عالم‌اند باشد و بعد از آن تکذیب «دروغین» وجود قراردادی با این مفاد که با توجه به اسناد و مدارک موجود، وجود دارد، امر واقعاً ناپسندی است؛ هرچند هم که واقعاً یک طرف محق باشد باز نپسند است؛ چون فرهنگ به هیچ عنوان سیاسی محسوب نمی‌شود.

» درخواستی از بزرگان
همین‌جا از تمام بزرگان ایرانی و فرانسوی که حرفشان را می‌توانند به کرسی بنشانند (از جمله پروفسور ریچارد نلسون فرای، ایران‌شناس فرانسوی که سال‌هاست کرسی ایران‌شناسی دانشگاه هاروارد را در اختیار دارد) درخواست می‌کنیم که با پا در میانی در این مسئله، موجب برقراری دوباره‌ی روابط شده و همان‌طور که ایرانیان با برپایی «نمایشگاه منشور حقوق بشر کورش بزرگ» توانستند پاسخ اعتماد بریتانیایی‌ها را بدهند و هم باارزش‌ترین نوشته‌ی تاریخ بشریت را به دیدگان علاقه‌مندان پیشکش کردند، این بار هم بتوانند با برپایی نمایشگاه آثار ایرانی موزه‌ی لوور در تهران و نمایشگاه آثار ایرانی در پاریس، به همگان نشان دهند و به بدخواهان (که قطعاً نقش قابل توجهی در این مسئله داشتند) بفهمانند که «فرهنگ ما جدای از سیاست ما است» و تنها بخش سیاسی نشده‌ی مملکت‌مان (یعنی فرهنگ‌مان) را از خطر «سیاست‌زدگی» نجات دهند. ما که امیدواریم بشود، و قطعاً هم می‌شود... .


برچسب‌ها: مقاله، موزه‌ى لوور 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |




» جايزه!
» چقدر فاشیست هستیم؟ / رضا مرادی‌غیاث‌آبادی
» نوروز 1391 خجسته باد
» پیشاپیش جشن ملی «چهارشنبه‌سوری» خجسته باد
» زنده باد اصغر فرهادی، زنده باد جدایی نادر از سیمین؛ زنده باد سینمای ایران
» اسفندگان یا اسپندارمذگان، جانشین ولنتاین برای ایرانیان
» بزرگ‌ترين سفره‌ی هفت‌سين در مجموعه‌ی جهانی بيستون پهن می‌شود
» ايالت «هيرکانيه» هخامنشيان در البرز شمالی، ميراث متروک
» حمله‌ی اوباش کمیته‌ی نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی + پيوست‌هاى تازه
» ایران رجبی را از دست داد

» فهرست مطالب