» پنجشنبه دوازدهم آبان 1390 ساعت 20:16

پیش از نگاشتن این دردنامه جا دارد از تمامی دوستان و همراهان و همیاران قدیم و جدید وبلاگ که فهمیدگی را به حد اعلاء رسانده‌اند پوزش بطلبیم؛ چون مقاله‌ی پیش رو تنها توضیح واضحات و تکرار مکررات است و مسلماً از حوصله‌ی این عزیزان و سروران خارج است.

چندی‌ست که با همه‌گیر شدن پیام‌کوتاه (SMS) و وبلاگ‌نویسی و مُسری شدن استفاده از ای‌میل و شبکه‌های اجتماعی، زندگی ما ایرانیان دست‌خوش تغییراتی چند شده است؛ که مهم‌ترین این تغییرات، یادآوری جشن‌ها و اعیاد بزرگ ملی (نظیر مهرگان) که چند صدسال بود به فراموشی سپرده شده بودند و ترویج افکار و عقاید و سخنان بزرگان تاریخ (نظیر شهید دکتر علی شریعتی) است. اما طبق غادت مألوف ما ایرانیان که از هر وسیله‌ای بیش‌تر در جهت منفی آن استفاده می‌کنیم تا مثبت، از موارد بالا در جاهایی که اصلاً به ظاهر امر نمی‌خورد استفاده‌ی منفی باشد، استفاده‌ی به غایت منفی می‌کنیم. اشتباه نکنید منظور لطیفه‌های غیراخلاقی و سیاسی و... نیست بلکه منظور ترویج یک‌سری جعلیات به نام تاریخ ایران است که متأسفانه به دلیل کارنامه‌ی درخشان شاهنشاهان نخست سلسله‌ی هخامنشی و کارنامه‌ی کمی تا قسمتی روشن سایر پادشاهان هخامنشی، بیش‌تر مورد هجوم این جعلیات هستند. و شاید بتوان پرطرفدارترین این قبیل جملات که دست به دست می‌گردند و به سرعت نور شایع می‌شوند را سالگرد زایش و مرگ و سخنان کورش بزرگ دانست. دلیل این امر را هم شاید بتوان در گنگ و مبهم بودن دوران شاهنشاه بلامنازع ایران (کورش) و بی‌اهمیتی رسانه‌های داخلی به وی دانست که هم‌چون کاتالیزوری سبب تحریک احساسات ملی‌گرایانه‌ی مردم عزیزمان می‌شود. جملاتی که بیش‌تر از آن‌که سبب ارج و منزلت دادن به شخصیت والای کورش بشود، سبب می‌شود که بیش‌تر مورد تمسخر و استهزای دشمنان وی (که نوادگان آن‌ها پامنقلی‌های ناصر پورپیرار هستند) بشود. جملاتی که اگر خواننده‌ی هوشمند، کمی به دقت آن را مطالعه کند متوجه جعلی بودن آن می‌شود. مثلاً یکی از این جملات که بسیار مورد استقبال قرارگرفته، ثبت شدن هفتم آبان (29 اکتبر) در تقویم سازمان ملل متحد به نام «روز جهانی کورش» است! جمله‌ای که جعلی بودن آن به وضوح مشخص است و با یک جست‌وجوی ساده در وب‌سایت سازمان ملل متحد دروغین بودن آن روشن می‌شود. یا این‌که نسخه‌ای از منشور کورش در سردر سازمان ملل نصب شده! در حالی که این سازمان اصلاً سردری به آن شکل که محل قرارگیری شی‌ای را داشته باشد، ندارد و یا از این هم مسخره‌تر، تبریک و تسلیت روز زایش و مرگ کورش است! ایامی که در هیچ کجای تاریخ ثبت نشده‌اند. و یا جملات مثلاً تاریخی (!) از زبان کورش بزرگ که همه‌شان زاییده‌ی ذهن یک‌سری بیمار روانی است و هیچ سندیت تاریخی ندارند (برای کسب اطلاعات بیش‌تر در مورد صحت نداشتن این جعلیات به مقالات «خیال‌پردازی و داستان‌سُرایی درباره‌ی کورش بزرگ»، «تغییر بی‌ سروصدای «روز جهانی کورش» به «روز کورش»»، «کورش واقعی و کورش افسانه‌ای»، و «لوگوی حقوق بشر و انتساب نادرست به منشور کورش» از استاد دکتر رضا مرادی‌غیاث‌آبادی مراجعه کنید). و خالی از لطف نیست که گفته شود تنها روز ثبت شده‌ی در تاریخ که کورش در آن نقش دارد روز هفتم آبان برابر با بیست‌ونهم اکتبر است که روز نگارش استوانه‌ی حقوق بشر کورش بزرگ است و تنها متنی هم که از کورش مانده همان منشور حقوق بشر است؛ والسلام!

عزیزان جان، اگر قلبتان برای ایران می‌تپد و به تاریخ آن افتخار می‌کنید کافی‌ست به جای نشر این اکاذیب و جعلیات، تعدادی کتاب مستند (که اسامی تعدادی از معتبرترین‌هایشان در قسمت معرفی کتاب همین وبلاگ آمده) و مقالات بزرگانی (از قبیل شادروان پروفسور علیرضا شاهپورشهبازی و استاد دکتر رضا مرادی‌غیاث‌آبادی و...) را مطالعه کنید و آن‌ها را برای دوستان خود بازنشر کنید و در شبکه‌های اجتماعی به اشتراک بگذارید.


برچسب‌ها: مقاله، جعلیات، کورش بزرگ 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» شنبه بیست و دوم مرداد 1390 ساعت 10:0

این روزها انتشار اخبار و ادعاهای تخیلی و ساختگی در زمینه‌های گوناگون ایران‌شناسی و آثار باستانی بسیار فراوان و گسترده شده است. جالب است که در این میان سازمان میراث فرهنگی با ادعاها و بیانیه‌های خود، جلودار همه‌ى خیال‌پردازان و آشفته‌گویان شده است. روزنامه‌نگاران و خوانندگان، خود می‌باید هشیار باشند و همواره بنا را بر کذب بودن اخبار بگذارند مگر آن‌که خلاف آن ثابت شود و پژوهشگران مستقل آن را تأیید کنند.

دو سال پیش اخبار فراوانی از دو برادر دوقلوی ایتالیایی که بازمانده‌های ارتش کمبوجیه در مصر را کشف کرده‌اند، در چند رسانه‌های غیرمعتبر انگليسى‌زبان منتشر شد. ما ایرانیان نیز که معمولاً در برابر خارجیان احساس ضعف می‌کنیم و تصور می‌کنیم هر چه در نشریات فرنگی گفته شود، وحی منزل و بلاتردید است؛ هم‌چون همیشه ذوق‌زده و احساساتی شدیم و بدون احساس نیاز به کسب اطلاعات بیش‌تر از منابع موثق علمی، آن را خبر اول روزنامه‌ها و نشریات کردیم. در برخی گزارش‌های فارسی از این خبر، چنان روی دوقلو بودن این دو برادر تأکید و اصرار شده بود که گویی اگر آنان دوقلو نبودند، ارتش کمبوجیه کشف نمی‌شد... ادامه‌ی مطلب را بخوانید


برچسب‌ها: مقاله، ارتش کمبوجیه، رضا مرادى‌غياث‌آبادى، تکذیب، جعلیات  ادامـــه‌ی مطلب ←

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 ساعت 10:55

درباره‎‌ی پرسش شما مبنی بر انتشار گسترده‌ی اخباری پیرامون خطر افزایش رطوبت برای تخت ‌جمشید باید عرض کنم که چنین اخباری در این اواخر به صورت مسلسل و زمان‌بندی شده و با عکس‌های دست‌کاری‌شده در وب‌سایت‌های دولتی یا شبه‌دولتی برای مقاصدی به خصوص منتشر می‌شود. عامه‌ی مردم نیز به این‌گونه اخبار جنجالی و پرهیجان که شبیه صفحه حوادث روزنامه‌هاست، علاقه دارند و خیلی سریع آن‌ها را باور می‌کنند. چنان‌که ادعاهایی مثل کشف دایناسور در مشگین‌شهر، کشف ارتش کمبوجیه در مصر، کشف مومیایی پادشاهی در کردستان، آبگرفتگی آرامگاه کورش در پاسارگاد و مشابه این‌ها را باور کرده بودند. عده‌ای از مردم از این اخبار دچار نگرانی یا هیجان‌زدگی می‌شوند و آن را در جاهای دیگر منتشر می‌کنند. کاری که خواست همان طراحان اصلی خبر بوده است. 

چنین ادعایی که رطوبت در حال تخریب تخت ‌جمشید است، به شکل فعلی‌اش ادعای نادرستی است که برای گمراه کردن افکار عمومی و روی‌گردانی او از معضلات جدی‌تر و مهم‌تر بیان می‌شود. معضلاتی که برای مثال عبارتند از: سوءمدیریت‌ها در سازمان میراث فرهنگی و سپردن کارهای تخصصی به اشخاص بی‌اطلاع و اخراج اهل فن و صاحب‌نظران؛ نگاه و رویکرد تجاری و سودآورانه به میراث فرهنگی و آمیختن آن با سیاست، جدال‌های جناحی و مسائل مربوط به مناطق آزاد؛ تخریب روزافزون آثار و یادمان‌های باستانی و مردم‌شناختی که اتفاقاً با سکوت حیرت‌انگیز فعالان و علاقه‌مندان به میراث باستانی مواجه شده است؛ روکش‌های چوبی که بر روی پله‌های تخت‌جمشید نصب شده و طی چند سال جرم سخت و سنگینی تمامی سطوح آنرا می‌پوشاند که به راحتی زائل نمی‌شود؛ پنهان کردن سوءظن برانگیزانه بخش‌هایی از تخت‌جمشید از دید عموم بدون هیچ‌گونه توجیه منطقی؛ سرقت‌هایی که گاه‌گاه اخبارش در رسانه‌ها شنیده می‌شود؛ و از همه مهم‌تر، معضلی به نام فعالان و علاقه‌مندان میراث باستانی که برخی از آنان اصولاً نه می‌دانند و نه می‌خواهند بدانند که خطر واقعی چیست و چگونه باید با آن مقابله کرد.

ادعای خطر رطوبت برای تخت‌جمشید یک «نخود سیاه» است. در این باره قبلاً با تفصیل بیشتری در مقاله «فواید افزایش رطوبت بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای سنگی باستانی» نوشته بودم و در این‌جا هم به اختصار عرض می‌کنم که اصولاً در اقلیم خشک ایران که در چند سال اخیر خشک‌تر هم شده و با خشکسالی و کم‌آبی فاجعه‌آمیزی مواجه شده، سخن گفتن از خطر رطوبت مضحک است.

جالب این‌جاست که بازگوکنندگان خطر رطوبت برای تخت‌ جمشید، از خطر ناشی از خشکسالی و خشکیدن رود کر و دریاچه بختگان در نزدیکی تخت ‌جمشید و مرگ پرندگان ناشی از بی‌آبی نیز سخن می‌رانند و مخاطب غیردقیق نیز توجه نمی‌کند جمع بین این دو چگونه ممکن است.

بسیاری از آثار باستانی سنگی جهان در هند و هندوچین و آمریکای لاتین و اروپا وجود دارند که در وضعیت آب‌وهوایی بسیار مرطوب‌تر از ایران قرار دارند و حتی در دل آب یا در کنار آب جای دارند و دچار آسیبی به این شکل نیز نشده‌اند. چرا که سنگ‌های بکاررفته در آثار باستانی از جنس کلسیت هستند که گونه‌ای سنگ آهکی یا کربنات کلسیم هستند. این سنگ‌ها در دل آب و اعماق دریاها به وجود آمده‌اند و در مقابل آب و رطوبت مقاوم هستند. چنان که در این هزاران سال مقاوم بوده‌اند و پایدار مانده‌اند. آرامگاه کورش و محوطه‌ی باستانی پاسارگاد نیز در زمان ساخت خود در اقلیمی سرسبز و دریاچه‌ای پر آب جای داشته‌اند (بنگرید به پیشنهادی برای احیای دریاچه‌ی باستانی پاسارگاد).

آن‌چه موجب تخریب سنگ‌های آهکی می‌شود، نه رطوبت هوا که اتفاقاً برعکس آن یعنی خشکی هوا و شوره‌زدگی و خوردگی‌های ناشی از آن است. خشکی هوا (که تخت‌ جمشید و بسیاری از نواحی ایران با آن دست به گریبانند) موجب می‌شود که دامنه‌ی تغییرات محلی دمای شبانه‌روز تا 30 درجه و اختلاف دمای سالانه تا 60 درجه بالا رود. این دامنه‌ی وسیع تغییرات دما که محصول کمبود رطوبت است، موجب انبساط و انقباض بیشتر سطح بیرونی سنگ‌ها نسبت به بخش‌های درونی آنها و در نتیجه خرد شدن و متلاشی گردیدن آن‌ها می‌گردد.

به عبارت دیگر، دوستان فعال در این زمینه به دنبال موضوعی به کلی انحرافی دویده‌اند و خطرات واقعی را قربانی خطری تخیلی کرده‌اند. برخی از اینان حتی سخن از سقف‌زدن بر روی تخت‌ جمشید نیز رانده‌اند و از خود نمی‌پرسند که چند بنای باستانی دیگر در دنیا (حتی در مناطق به شدت مرطوب) می‌شناسند که روی آن را به خاطر بارندگی پوشیده باشند؟ آن هم در منطقه‌ی تشنه‌ای که بی‌آبی و کمبود بارندگی غوغا می‌کند.

دفاع بد از هر ایده و آرمانی، از هجوم هر دشمنی ویرانگرتر و خطرناک‌تر است.

» منبع: رضا مرادی‌غیاث‌آبادی | پژوهش‌های ایرانی


برچسب‌ها: مقاله، تخت ‌جمشید، رضا مرادى‌غياث‌آبادى، جعلیات 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |




» جايزه!
» چقدر فاشیست هستیم؟ / رضا مرادی‌غیاث‌آبادی
» نوروز 1391 خجسته باد
» پیشاپیش جشن ملی «چهارشنبه‌سوری» خجسته باد
» زنده باد اصغر فرهادی، زنده باد جدایی نادر از سیمین؛ زنده باد سینمای ایران
» اسفندگان یا اسپندارمذگان، جانشین ولنتاین برای ایرانیان
» بزرگ‌ترين سفره‌ی هفت‌سين در مجموعه‌ی جهانی بيستون پهن می‌شود
» ايالت «هيرکانيه» هخامنشيان در البرز شمالی، ميراث متروک
» حمله‌ی اوباش کمیته‌ی نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی + پيوست‌هاى تازه
» ایران رجبی را از دست داد

» فهرست مطالب