» سه شنبه بیست و پنجم مرداد 1390 ساعت 18:50

برای مشاهده‌ی تمامی عکس‌ها به ادامه‌ی مطلب بروید...


برچسب‌ها: عکس، پاسارگاد، تخت ‌جمشید، نقش رستم  ادامـــه‌ی مطلب ←

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: عکس | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 ساعت 11:28

افتادن از این سوی بام و یا آن سوی بام، عادت دیرینه‌ی ما ایرانیان و عموم کشورهای عقب‌افتاده است. و اصولاً این عادت نه تنها نشانه‌ی عقب‌ماندگیِ ما، که از عوامل ایجاد آن نیز هست.

تاریخ و باستان‌شناسی در سرشت خود قابلیت بهره‌گیری برای مقاصد سیاسی و ایدئولوژیکی و نزاع قدرت را دارا هستند و در نتیجه واقعیت‌های تاریخی و داده‌های باستان‌شناختی قربانی منافع و مصالح روزمره اشخاص، احزاب و گرایش‌های گوناگون می‌شوند.

نمونه‌ای از چنین سوءاستفاده‌ها، عبارت بود از گرایش احساساتی و عوام‌گرایانه‌ی بخشی از دولت نهم که نمونه‌های مشابه آن در سده‌ی اخیر به فراوانی دیده شده بود. دامنه‌ی این تحریکات و بهره‌برداری سیاسی از کورش و هخامنشیان به اندازه‌ای رو به گسترش نهاد که نگارنده نیز بارها نقدها و اعتراض‌هایی در مورد آن نوشت و نگرانی خود را در مطالب متعددی بیان داشت: «نگران آینده‌ای هستم که چوبه‌های دار جدیدی به نام نژادگرایی و باستان‌‌ستایی و کوروش‌پرستی بر پای شود. نشانه‌های این سوء‌استفاده و نگرانی نه فقط در داخل، که به شکل زیرکانه‌ای در برخی کشورهای با سابقه استعماری دیده می‌شود». (هم‌چنین بنگرید به مصاحبه‌ با وب‌سایت تاریخ ما: «کورش واقعی و کورش افسانه‌ای»).

اکنون پس از موج سهمگین کورش‌ستایی تخیلی و اغراق‌آمیز و سودجویانه، نوبتِ افتادن از آن سوی بام رسیده است. در چند روز اخیر مطالب پرشمار و متعددی در رسانه‌های گوناگون منتشر شده که در واقع بازنویسی تازه‌ای از تخیلات و توهماتی است که پیش از این آقای «ناصر پورپیرار» منتشر کرده بود. برای نمونه بنگرید به دو مطلب از آقای فضل‌الله موحد که در وب‌سایت برهان، روزنامه کیهان و رسانه‌های دیگر منتشر شده است: «تاریخ‌سازی جریان انحرافی از موضوعی انحرافی، به نام تخت جمشید» و «پاسارگاد، ساخته‌ی یهودیان یا ایرانیان؟».

نظرات نویسنده‌ی محترم در برخی موارد درست و به جا هستند: بی‌ارتباط بودن کورش با ذی‌القرنین، رویکرد اغراق‌آمیز و عوام‌فریبانه به کورش بزرگ و هخامنشیان، برگزارنشدن جشن نوروز در تخت‌ جمشید، بی‌ارتباطی سنگ‌نگاره‌ی مرد بالدار پاسارگاد با کورش بزرگ، و نیز نیمه‌تمام بودن تخت‌جمشید.

بهتر می‌بود اگر این نظرات درست و سنجیده با ضمائم نادرست و متکی بر توهماتِ پیش‌گفته اعتبار خود را کاهش نمی‌داد.

از آن‌جا که آن گفتار فاقد ساختار علمی و پژوهشی است و توسط شخصی نوشته شده که ظاهراً اطلاعات اولیه‌ای نیز در زمینه مطالعات باستانی و به ویژه هخامنشی نداشته؛ و نیز از آنجا که متن آن آکنده از عبارت‌ها و مفاهیم وهن‌آلود است؛ این نگارنده آنرا قابل نقد علمی نمی‌داند و تنها به چند نکته گذرا اشاره می‌کند:

۱ نویسنده در جایی از «بابلی» بودن تخت ‌جمشید و در جای دیگر از «عیلامی» بودن آن سخن می‌راند. در عین حال در جایی دیگر، ادعا می‌کند که تخت‌جمشید «بر روی» یک «محوطه‌ی بابلی» ساخته شده و در جای دیگر مدعی می‌شود که تخت ‌جمشید «بر روی» یک «محوطه‌ی عیلامی» ساخته شده است. این چهار ادعا، چهار معنا و مفهوم کاملاً مجزا و متمایز دارند و به هیچ عنوان قابل جمع با یکدیگر نیستند. گویا نویسنده‌ی محترم متوجه هیچ تفاوتی میان دو نام و مفهوم مستقل «بابل» و «عیلام» نبوده است. همچنین مشحص نکرده‌اند که آیا منظورشان «تمدن بابل» بوده است و یا «کشور بابل»، و نیز «تمدن عیلام» یا «کشور عیلام».

۲ نویسنده در ادعایی عجیب و شگفت‌انگیز بیان می‌کند که تمامی مورخان فعال در زمینه تاریخ ایران «یهودی» بوده‌اند. ایشان توجه ننموده‌اند که اولاً موضوع گفتار ارتباطی با تاریخ ندارد و در حوزه‌ی باستان‌شناسی است. و دوماً، توجه ننموده‌اند که چه در زمینه‌ی تاریخ و چه در زمینه‌ی باستان‌شناسی و دیگر علوم باستانی در ایران، مورخان و باستان‌شناسان بسیاری از کشورهای گوناگون جهان فعالیت داشته‌اند که اتفاقاً بیشتر آنها یهودی نبوده‌اند و اصولاً اهمیتی ندارد که پیرو چه دینی باشند. آن‌چه مهم است، انصاف و دقت علمی است که از نوشته‌ها و دستاوردهای پژوهشی هر شخص دانسته می‌شود.

۳ نویسنده در طی عکس‌هایی فراوان و اصطلاح غریبی به نام «قوز سنگی» کوشیده‌ نشان دهد و ثابت کند که تخت‌ جمشید یک بنای نیمه‌کاره بوده و ساخت آن به پایان نرسیده بوده است. این سخنی کاملاً درست است ــ و تا آنجا که می‌دانم ــ هیچ پژوهشگر و باستان‌شناسی نیز تاکنون خلاف آن را نگفته است. آقای موحد ــ هم‌چون آقای پورپیرار ــ چنان باهیجان و اصرار و با اشاره به عکس‌هایی از نیمه‌تمام بودن تخت‌جمشید سخن می‌راند که انگاری نکته‌ی جدید و محیرالعقولی را کشف کرده که تاکنون مغفول مانده بود.

بنده نیز یازده سال پیش از این و در کتاب «تخت جمشید - بنای میهنی ایرانیان و انجمن همپرسگی ملی» نوشته بودم: «عملیات ساخت تخت ‌جمشید در حدود سال‌های 520 پیش از میلاد و به فرمان داریوش بزرگ هخامنشی آغاز شد و بخش اعظم آن پس از هفتاد سال در حدود 450 پیش از میلاد در زمان پادشاهی اردشیر یکم ساخته شد و به پایان رسید. اما عملیات ساختمانی بخش‌های دیگری از تخت‌ جمشید تا پایان پادشاهی هخامنشیان کماکان ادامه داشت. چنان که ساختمان «دروازه‌ی نیمه‌تمام» گواهی می‌دهد، پس از 190 سال هم‌چنان کار ساخت‌وساز و گسترش بناهای تخت ‌جمشید ادامه داشته است» (همان کتاب، چاپ 1379، ص 9).

نویسنده هم‌چنین کوشیده است که نیمه‌تمام بودن تخت ‌جمشید را یک نقطه‌‌ی ضعف و اسباب تحقیر معرفی کند. در حالی که نیمه‌تمام ماندن تخت‌ جمشید نتیجه‌ی حمله‌ی اسکندر به ایران، سقوط شاهنشاهی هخامنشی و سوزاندن تخت‌ جمشید بوده است. بنایی که 190 سال بود با همکاری و هم‌فکری تمام مردمان سرزمین‌های ایرانی و کشورهای تابعه ساخته می‌شد، به آتش کشیده شد و ویران گردید. آیا یورش یک لشکر مسلح و ویرانگر و نابودی تخت‌ جمشید و ناممکن بودن ادامه عملیات ساخت آن، نقطه ضعفی برای سازندگان آن است و یا برای ویرانگران آن؟ آیا مایی که امروز نمی‌دانیم فردای‌مان چگونه است، توانایی یک برنامه‌ریزیِ اجرایی 190 ساله و مدیریت آن را داریم؟ کمی منصف باشیم.

۴ آقای موحد با تکرار سخنان آقای پورپیرار و ضمن ارائه‌ی تعدادی عکس مدعی می‌شود که در مجاورت تخت ‌جمشید بناهای بزرگ خشتی و یک زیگورات «عیلامی» وجود داشته است که همگی تخریب شده‌اند. ایشان در جای دیگری از گفتار خود آن بناها و زیگورات را «بابلی» نامیده‌اند و مجدداً این دو نام را با یکدیگر خلط کرده‌اند و تکلیف خواننده را مشخص نفرموده‌اند که بالاخره این‌ها سازه‌ای عیلامی هستند و یا بابلی. و اصولاً دلیل و سند ایشان برای انتساب این بناها به عیلام و بابل چیست. آیا صرف این‌که «بنای خشتی» بوده‌اند؟ از سوی دیگر، به فرض که این بناها عیلامی بوده باشند، چه اشکال و ایرادی دارد و چه اتفاقی خواهد افتاد؟ در بسیاری از نواحی ایران و بنا به سنتی همیشگی (که گاه درست و گاه غلط بوده است) بر جای بناهای کهن، بناهای جدید ساخته شده است. چنان‌که در چند سال گذشته نیز بنای باستانی و بی‌نظیر «زبیده خاتون» در نزدیکی نراق را که بر قله کوهی قرار داشت، با خاک یکسان کردند و بجای آن بنای امامزاده‌ای جدیدالتأسیس را ساختند.

در مورد این ادعا و عکس‌ها یادآور شوم که این بناهای آجری ـ خشتیِ هخامنشی هم‌چنان به شکل مرمت‌شده در محل باقی هستند و اتاق‌ها و محوطه ضلع شمال‌شرقی تخت ‌جمشید و کاخ‌های خزانه و صدستون را تشکیل می‌دهند. جایی که بخش بزرگی از الواح گلی تخت جمشید در آن‌جا یافت شده است. اما عکسی که از یک زیگورات در متن آمده است، به کلی ساختگی و ارتباطی با تخت‌ جمشید ندارد. اصولاً در تخت ‌جمشید جایی وجود ندارد که بتوان در آن چنین سازه‌ای برپای کرد.

۵ نویسنده در ادعای شگفت‌انگیز دیگری مدعی شده است که کاخ‌های پاسارگاد را دیوید استروناخ در فاصله سال‌های 1340 تا 1343 ساخته است. چنین ادعایی مضحک‌تر از آن است که بتوان بدان پاسخ داد و نیازی هم نیست به عکس‌ها و سفرنامه‌ها و پرده‌های نقاشی فراوانی که از پاسارگاد و از سده‌های گذشته برجای مانده است، اشاره کرد. اما این انگیزه‌ی خوبی برای پرداختن به یک ایده است:

پیشنهاد می‌کنم نهادهای دولتی یا مردمی مسابقه‌ای بین‌المللی را اجرا کنند و از همه علاقه‌مندان دعوت به عمل آورند که بخت خود را برای مشابه‌سازی بناهای تخت ‌جمشید یا پاسارگاد با ابزاری مشابه زمان ساخته شدن، بیازمایند و وعده جایزه‌ای بزرگ نیز به آنان داده شود. لازم هم نیست که کل محوطه به مقیاس واقعی ساخته شود. می‌توان تنها درخواست کرد که چنین جایزه‌ای به کسی تعلق می‌گیرد که بتواند فقط و فقط یکی از ستون‌ها یا سرستون‌های تخت‌جمشید یا پاسارگاد را در مقیاسی کوچک‌تر مشابه‌سازی کند. این کاری بود که مصریان مدتی پیش در مورد اهرام ثلاثه به اجرا گذاشتند و گروه‌های فراوان و علاقه‌مندی را مأیوس ساختند. چنان‌چه در ایران چنین برنامه‌ و مسابقه‌ای برگزار شود، عده‌ی بیش‌تری را از ساخت نمونه مشابه‌ای از پاسارگاد یا تخت‌جمشید مأیوس خواهد ساخت. در سراسر جهان امروز هیچ‌کس را توان این نیست که بتواند با ابزارهای همان زمان، حتی یک پاستون یا بخشی از یک ستون را مشابه‌سازی کند تا چه رسد به کل پاسارگاد.

کسانی که ادعا می‌کنند پاسارگاد ظرف سه سال در دهه 1340 ساخته شده؛ خبر ندارند که فناوری ساخت بناهای سنگی پاسارگاد (و نیز تخت ‌جمشید) و آرایه‌های سنگی آن به اندازه‌ای پیچیده و توجیه‌ناپذیر است که تاکنون فناوری ساخت چنین بناها و ستون‌ها و سرستون‌ها و روش‌های برپا ساختن و استقرار آن‌ها دانسته نشده و هم‌چنان جزو راز ور مزهای بازمانده از جهان باستان است.

لااقل بد نمی‌بود در این زمینه به کارگرانی که در سال‌های دهه 1310 و 1320 در تخت ‌جمشید و پاسارگاد کار می‌کرده‌اند و هر کدامشان گنجینه‌ای از خاطرات و تاریخ شفاهی کاوش‌های منطقه هستند، مراجعه می‌شد. بسیاری از این کارگران (که نام خانوادگی بیش‌تر آنان «زارع» است) هنوز در روستاهای مجاور تخت‌ جمشید و پاسارگاد (مثل مشهد مادرسلیمان، کردشول و بریانک) زندگی می‌کنند و سخنانی شنیدنی دارند.

۶ آقای موحد به عنوان دلیلی بر نوساز بودن پاسارگاد، به بخش‌های راه راه با خطوط موازی در لابلای سنگ‌ها اشاره کرده‌اند و آن‌ها را اثر «ماشین تراش» دانسته‌اند. این‌که در ابتدای این نقد از بی‌اطلاعی ایشان از اصول مقدماتی این رشته اشاره کردم، از جمله به دلیل همین اظهارات بود. آن‌چه که در لابلای سنگ نگاره‌ها به صورت خطوط موازی و مورب دیده می‌شود، نتیجه عملیات مرمتی است. این یک اصل بدیهی و پذیرفته‌شده در جهان است که در مرمت سنگ و به هنگام پرکردن شکاف‌ها و گسست‌ها با پاره سنگ یا با ملات‌، روی آن را خطوط مورب و موازی رسم می‌کنند که بیننده غیرمتخصص متوجه غیراصیل بودن آن بخش‌ها شود و به راحتی بین آن بخش‌ها با قسمت‌های اصیل تمایز قائل شود.

نادرستی و آشفتگی سخنان و ادعاهای آقای موحد بیش از آنست که بتوان به همه‌ی آن‌ها اشاره کرد. آن‌چه در بالا به اختصار گفته شد، مشتی نمونه خروار بود.

در پایان و ضمن سپاس از نویسنده‌ی محترم که در اصل، قصد نقد کسانی را داشته‌اند که سوءاستفاده و استیلای فاشیستیِ باستان‌گرایانه را در سر داشتند، پیشنهاد می‌کنم که برای مقابله با دروغ، نیازی به بیان اظهارات نادرست‌تر و اغراق‌آمیزتر نیست. تاریخ و پیشینه‌ی فرهنگی کهن ما به اندازه‌ای بر اثر چنین روش‌های غیرعلمی و افراطی آسیب دیده که بیش از هر زمان دیگری به رویکردی خردمندانه، بی‌طرفانه و منصفانه به تاریخ و مطالعات باستانی نیازمند هستیم. مهم نیست که نتیجه مطالعات مطابق با میل و پسند ما باشد یا نباشد؛ مهم این است که تا جای ممکن به واقعیت‌ها نزدیک شده باشیم. تنها در این صورت است که می‌توانیم از «تجربه‌های تاریخی» درس بیاموزیم.

» منبع: رضا مرادی‌غیاث‌آبادی | پژوهش‌های ایرانی


برچسب‌ها: مقاله، رضا مرادى‌غياث‌آبادى، تخت ‌جمشید، پاسارگاد 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 ساعت 10:55

درباره‎‌ی پرسش شما مبنی بر انتشار گسترده‌ی اخباری پیرامون خطر افزایش رطوبت برای تخت ‌جمشید باید عرض کنم که چنین اخباری در این اواخر به صورت مسلسل و زمان‌بندی شده و با عکس‌های دست‌کاری‌شده در وب‌سایت‌های دولتی یا شبه‌دولتی برای مقاصدی به خصوص منتشر می‌شود. عامه‌ی مردم نیز به این‌گونه اخبار جنجالی و پرهیجان که شبیه صفحه حوادث روزنامه‌هاست، علاقه دارند و خیلی سریع آن‌ها را باور می‌کنند. چنان‌که ادعاهایی مثل کشف دایناسور در مشگین‌شهر، کشف ارتش کمبوجیه در مصر، کشف مومیایی پادشاهی در کردستان، آبگرفتگی آرامگاه کورش در پاسارگاد و مشابه این‌ها را باور کرده بودند. عده‌ای از مردم از این اخبار دچار نگرانی یا هیجان‌زدگی می‌شوند و آن را در جاهای دیگر منتشر می‌کنند. کاری که خواست همان طراحان اصلی خبر بوده است. 

چنین ادعایی که رطوبت در حال تخریب تخت ‌جمشید است، به شکل فعلی‌اش ادعای نادرستی است که برای گمراه کردن افکار عمومی و روی‌گردانی او از معضلات جدی‌تر و مهم‌تر بیان می‌شود. معضلاتی که برای مثال عبارتند از: سوءمدیریت‌ها در سازمان میراث فرهنگی و سپردن کارهای تخصصی به اشخاص بی‌اطلاع و اخراج اهل فن و صاحب‌نظران؛ نگاه و رویکرد تجاری و سودآورانه به میراث فرهنگی و آمیختن آن با سیاست، جدال‌های جناحی و مسائل مربوط به مناطق آزاد؛ تخریب روزافزون آثار و یادمان‌های باستانی و مردم‌شناختی که اتفاقاً با سکوت حیرت‌انگیز فعالان و علاقه‌مندان به میراث باستانی مواجه شده است؛ روکش‌های چوبی که بر روی پله‌های تخت‌جمشید نصب شده و طی چند سال جرم سخت و سنگینی تمامی سطوح آنرا می‌پوشاند که به راحتی زائل نمی‌شود؛ پنهان کردن سوءظن برانگیزانه بخش‌هایی از تخت‌جمشید از دید عموم بدون هیچ‌گونه توجیه منطقی؛ سرقت‌هایی که گاه‌گاه اخبارش در رسانه‌ها شنیده می‌شود؛ و از همه مهم‌تر، معضلی به نام فعالان و علاقه‌مندان میراث باستانی که برخی از آنان اصولاً نه می‌دانند و نه می‌خواهند بدانند که خطر واقعی چیست و چگونه باید با آن مقابله کرد.

ادعای خطر رطوبت برای تخت‌جمشید یک «نخود سیاه» است. در این باره قبلاً با تفصیل بیشتری در مقاله «فواید افزایش رطوبت بر آرامگاه کورش و دیگر بناهای سنگی باستانی» نوشته بودم و در این‌جا هم به اختصار عرض می‌کنم که اصولاً در اقلیم خشک ایران که در چند سال اخیر خشک‌تر هم شده و با خشکسالی و کم‌آبی فاجعه‌آمیزی مواجه شده، سخن گفتن از خطر رطوبت مضحک است.

جالب این‌جاست که بازگوکنندگان خطر رطوبت برای تخت‌ جمشید، از خطر ناشی از خشکسالی و خشکیدن رود کر و دریاچه بختگان در نزدیکی تخت ‌جمشید و مرگ پرندگان ناشی از بی‌آبی نیز سخن می‌رانند و مخاطب غیردقیق نیز توجه نمی‌کند جمع بین این دو چگونه ممکن است.

بسیاری از آثار باستانی سنگی جهان در هند و هندوچین و آمریکای لاتین و اروپا وجود دارند که در وضعیت آب‌وهوایی بسیار مرطوب‌تر از ایران قرار دارند و حتی در دل آب یا در کنار آب جای دارند و دچار آسیبی به این شکل نیز نشده‌اند. چرا که سنگ‌های بکاررفته در آثار باستانی از جنس کلسیت هستند که گونه‌ای سنگ آهکی یا کربنات کلسیم هستند. این سنگ‌ها در دل آب و اعماق دریاها به وجود آمده‌اند و در مقابل آب و رطوبت مقاوم هستند. چنان که در این هزاران سال مقاوم بوده‌اند و پایدار مانده‌اند. آرامگاه کورش و محوطه‌ی باستانی پاسارگاد نیز در زمان ساخت خود در اقلیمی سرسبز و دریاچه‌ای پر آب جای داشته‌اند (بنگرید به پیشنهادی برای احیای دریاچه‌ی باستانی پاسارگاد).

آن‌چه موجب تخریب سنگ‌های آهکی می‌شود، نه رطوبت هوا که اتفاقاً برعکس آن یعنی خشکی هوا و شوره‌زدگی و خوردگی‌های ناشی از آن است. خشکی هوا (که تخت‌ جمشید و بسیاری از نواحی ایران با آن دست به گریبانند) موجب می‌شود که دامنه‌ی تغییرات محلی دمای شبانه‌روز تا 30 درجه و اختلاف دمای سالانه تا 60 درجه بالا رود. این دامنه‌ی وسیع تغییرات دما که محصول کمبود رطوبت است، موجب انبساط و انقباض بیشتر سطح بیرونی سنگ‌ها نسبت به بخش‌های درونی آنها و در نتیجه خرد شدن و متلاشی گردیدن آن‌ها می‌گردد.

به عبارت دیگر، دوستان فعال در این زمینه به دنبال موضوعی به کلی انحرافی دویده‌اند و خطرات واقعی را قربانی خطری تخیلی کرده‌اند. برخی از اینان حتی سخن از سقف‌زدن بر روی تخت‌ جمشید نیز رانده‌اند و از خود نمی‌پرسند که چند بنای باستانی دیگر در دنیا (حتی در مناطق به شدت مرطوب) می‌شناسند که روی آن را به خاطر بارندگی پوشیده باشند؟ آن هم در منطقه‌ی تشنه‌ای که بی‌آبی و کمبود بارندگی غوغا می‌کند.

دفاع بد از هر ایده و آرمانی، از هجوم هر دشمنی ویرانگرتر و خطرناک‌تر است.

» منبع: رضا مرادی‌غیاث‌آبادی | پژوهش‌های ایرانی


برچسب‌ها: مقاله، تخت ‌جمشید، رضا مرادى‌غياث‌آبادى، جعلیات 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ساعت 19:58

در طی چند روز گذشته حرف و حدیث‌های فراوانی مبنی بر سیستم روشنایی تخت جمشید مطرح شد که پس از چند روز تحقیق سرانجام غائله به خیر و خوشی تمام شد و تمام اخبار مربوط به این ماجرا را برای شما خوبان آماده کرده‌ایم که در زیر می‌خوانید:

» آغاز معرکه: اظهار نظر مدیر کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس

چند روزی است كه برق مجموعه‌ی تاريخی تخت جمشيد قطع شده است.

محمدرضا بذرگر ــ مديركل ميراث فرهنگی و‌ گردشگري استان فارس ــ در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگی خبرگزاری دانشجويان ايران (ایسنا) در فارس، بيان كرد: ابلاغ بودجه‌ی جاری دستگاه‌های اجرايی گاهی زمان می‌برد،‌ بنابراين مشكل خاصی وجود ندارد.

او ادامه داد: دستور داده‌ام، اگر بدهكاری وجود دارد، به سرعت پرداخت شود و اگر مشكل فنی وجود دارد، آن را حل كنند. برق منطقه‌ای فارس هم قول داده است، ايستگاه مناسب برق در منطقه‌ی تخت جمشيد استقرار يابد.

مديركل ميراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس اظهار كرد:‌ براي جلوگيری از بروز مشكلات امنيتی و حفاظتی، با مأموران تخت جمشيد هماهنگی كامل شده است و مشكل خاصی وجود ندارد.

وی با رد اين مطلب كه مجموعهی تخت جمشيد به اداره‌ی برق بدهی ميليونی دارد، گفت:‌ از ميزان دقيق بدهی برق اطلاع ندارم.

به گزارش ايسنا، از 18 آبان‌ماه برق مجموعه‌ی تاريخي تخت جمشيد و خدمات رفاهی اين مجموعه قطع شده است.

پس از آرامگاه حافظ، تخت جمشيد پذيرای بيش‌ترين تعداد گردشگران داخلی و خارجی در هر سال است.

» ادامه‌ی معرکه: خود تکذیبی محمدرضا بذرگر!

مديركل ميراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان فارس در اظهار نظری جديد گفت: برق اصلی مجموعه‌ی تخت جمشيد قطع نبوده است.

محمدرضا بذرگر در گفت‌وگو با خبرنگار بخش ميراث فرهنگی خبرگزاری دانشجويان ايران (ایسنا)، در پاسخ به پرسشی درباره‌ی وصل شدن برق مجموعه‌ی تخت جمشيد، بيان كرد: نمی‌دانم چرا چنين شايعه‌هايی به‌وجود می‌آيد، برق اصلی مجموعه اصلاً قطع نشده بود و اين موضوع به پرديس پايين مربوط می‌شود.

او ادامه داد: يک بخش از محوطه، سايتی است كه آثار تاريخی در آن‌جا قرار دارند و  بخش پايين كه درخت‌ها در آن‌جا هستند، برق نداشت كه آن نيز مسئله‌اش حل شده است.

وی درباره‌ی اين‌كه قطع بودن تلفن مجموعه‌ی تخت جمشيد را تأييد می‌كند يا خير؟ اظهار كرد: اين يک مسأله‌ی اداری است؛ مثلاً فرض كنيد رييس شما بگويد ماهی 50 هزار تومان بيش‌تر نمی‌توانيد هزينه كنيد. بنابراين اين مسائل اداری است و حل می‌شود و براساس موضوع خاصی نيست.

بذرگر هم‌چنين دربارهی اين‌كه گفته می‌شود اين قطعی‌ها به ‌دليل بدهی 100 ميليون تومانی اين مجموعه است، بار ديگر گفت: اين‌ها مسائل مالی ــ اداری است كه ممكن است، چند روز دير شود، ولی مسئله‌ی خاصی نيست كه پرداخت نكنند.

» آب روی آتش:  تمامی شايعات مرتبط با قطع برق در تخت جمشيد کذب محض است

سخنگوی سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری در واکنش به انتشار برخی شايعات سخيف در يک خبرگزاری و برخی سايت‌های بی‌نام و نشان مبنی بر قطع برق مجموعه‌ی تخت جمشيد گفت: تمامی شايعات مرتبط با قطع برق در اين مجموعه کذب محض است.

به گزارش میراث آریا به نقل از اداره‌ی کل روابط عمومی سازمان ميراث فرهنگی، صنايع دستی و گردشگری، حسن محسنی با انتقاد از نحوه‌ی اطلاع رسانی اخبار ميراث فرهنگی در برخی رسانه‌ها تأکيد کرد: بسياری از اين شبه رسانه‌ها و سايت‌های بی‌نام و نشان و مجهول الهويه در لفافه پرداختن به موضوع ميراث فرهنگی، تنها به تخريب دولت و اهداف سياسی خود می‌انديشند و هيچ عرقی نيز نسبت به منافع ملی ندارند.

محسنی با تکذيب شايعه‌ی قطع برق در تخت جمشيد اظهار داشت: در قسمت‌های اصلی و موزه‌ی تخت جمشيد هيچ‌گونه قطعی برق رخ نداده و تنها در بخشی از محوطه‌ی پايينی مجموعه که در اختيار پيمانکار بوده است، به دليل جا به جايی و تعويض برخی وسايل، برق به طور موقت قطع شد که بلافاصله نيز وصل شده و اکنون نيز هيچ مشکلی در اين مجموعه وجود ندارد.

وي با انتقاد شديد از دامن زدن برخی شبه رسانه‌ها به اين شايعات گفت: در مطالب برخی از اين شبه رسانه‌ها، ‌دقيقاً از قاچاقچيان و سارقان ميراث فرهنگی دعوت(!) به عمل آمده که به دليل قطع برق در مجموعه تخت جمشيد برای سرقت بشتابند!! اين گونه شايعه سازی‌ها تنها به قاچاقچيان و سارقان ميراث فرهنگی کمک می‌کند و در واقع نوعی آدرس‌ دهی به آن‌هاست.

محسنی با هشدار جدی به اين شبه رسانه‌ها و سايت‌های بی‌نام و نشان تأکيد کرد: سازمان ميراث فرهنگی قطعاً شکايت قضايی از اين سايت‌های مجهول الهويه را پيگيری می‌کند تا از اين پس هر شبه رسانه‌ای به خود اجازه ندهد با شايعه پراکنی‌های بی اساس، ‌خطرات امنيتی جدی برای محوطه‌های تاريخی ايجاد کند.

» توضیح ضروری: البته ناگفته نماند که دلیل عصبانیت و تندلحنی آقای محسنی مربوط به شایعات پیش آمده پیرامون بحث قطع برق در تخت جمشید بوده و ما از قرار دادن این سه خبر از خبرگزاری میراث آریا و خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا) نیت سوئی نداشته و تنها خواستیم سه خبر اصلی را به دیدگان بازدیدکننده‌ی گرامی پیشکش کرده و یقیناً مقصود سخنگوی میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از «شبه رسانه‌ها» و «سایت‌های مجهول الهویه» خبرگزاری ایسنا نبوده.


برچسب‌ها: گزارش، تخت ‌جمشید 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: گزارش | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389 ساعت 19:26

مدير بنياد پژوهشی پارسه ـ پاسارگاد از احتمال فرستادن پرونده‌ی الحاقی تخت جمشيد برای ثبت جهانی در سال آينده خبر داد.

محمدحسن طالبيان در اين‌باره بيان كرد: تلاش می‌كنيم، بررسی‌های مربوط به تكميل اين پرونده را انجام دهيم كه بيش‌ترين بخش آن تا پايان امسال تمام می‌شود. به همين دليل، احتمالاً پرونده‌ی الحاقی تخت جمشيد را تا فوريه‌ی سال 2011 ميلادی می‌توانيم به يونسكو بفرستيم.

وی توضيح داد: تاكنون بخشی از اقدامات مربوط به نقشه‌برداری و بحث‌های تاريخی و توصيفی پرونده انجام شده است و تنها موردی كه اكنون مشغول آن هستيم، تعيين حد و حدود شهر پارسه و دوره‌های مختلف آن است. در اين راستا، منتظريم كارهای ژئوفيزيكی كه انجام داده‌ايم، با بررسی‌های جديد كه انجام می‌شوند، به‌روز شوند. پس از آن، پرونده را با سرعت بيش‌تری می‌توانيم آماده كنيم.

او با اشاره به اين‌كه آثاری كه در اين پرونده قرار می‌گيرند، شامل كوه مقدس رحمت، نقش رستم و نقش رجب هستند، اظهار داشت: محدودهی شهر پارسه كه همراه تخت جمشيد به‌طور يكپارچه معنای وسيع‌تری می‌يابد و احتمالاً شهر استخر كه دروازه‌ی ورود به منطقه است، در اين پرونده قرار می‌گيرند كه كارهای سامان‌دهی و نقشه‌برداری آن‌ها انجام می‌شوند. علاوه بر اين، انجام اقدامات مربوط به روستاهايی كه در اين محل قرار دارند، در برنامه است.

طالبيان در پايان تأكيد كرد: تمام اين اقدامات و تنظيم آن‌ها برای سند و بحث‌های مديريتی در حال انجام هستند، البته بخشی از آن‌ها به پايان رسيده است.

» منبع: خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)


برچسب‌ها: خبر، تخت ‌جمشید، يونسكو 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: خبر | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

مـطـالـبـ قـدیـمـی‌تر ←




» جايزه!
» چقدر فاشیست هستیم؟ / رضا مرادی‌غیاث‌آبادی
» نوروز 1391 خجسته باد
» پیشاپیش جشن ملی «چهارشنبه‌سوری» خجسته باد
» زنده باد اصغر فرهادی، زنده باد جدایی نادر از سیمین؛ زنده باد سینمای ایران
» اسفندگان یا اسپندارمذگان، جانشین ولنتاین برای ایرانیان
» بزرگ‌ترين سفره‌ی هفت‌سين در مجموعه‌ی جهانی بيستون پهن می‌شود
» ايالت «هيرکانيه» هخامنشيان در البرز شمالی، ميراث متروک
» حمله‌ی اوباش کمیته‌ی نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی + پيوست‌هاى تازه
» ایران رجبی را از دست داد

» فهرست مطالب