» پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 20:1
کنون گویمت رویدادی دگر   ز تاریخ دیرین این بوم وبر
چو اسکندر آمد به ملک کیان   یکی گرد فرمانده قهرمان
به ایرانیان داد درس وطن   در این ره گذشت از سر و جان و تن
که فرزند نام آور میهن است   مر آن شیردل آریوبرزن است
چو اسکندر آهنگ ایران نمود   همه آگهان را هراسان نمود
جهانگستری فکر و سودای او   جهانگیری اندیشه و رای او
چو موج شتابنده میراند پیش   بشد کار دارا به سختی پریش
سرانجام، دارا در آمد زپا   از این بار شد پشت ایران دو تا
بسی شهرها را سکندر گشود   به جز پارس، چون راه دشوار بود
گذرگاه او تنگه‌ای بود تنگ   دو سویش همه صخره و کوه و سنگ
همه سنگ‌ها بود ره ناپذیر   همه صخره‌هایش کهنسال و پیر
در آن تنگه سردار ایران سپاه   بر اسکندر و لشکرش بست راه
چو کوهی سر افراشت بر آسمان   که تا ره بود بسته بر دشمنان
پس از روزها پایداری و جنگ   پس از هفته ها کارزار و درنگ
سکندر نیارست از آن ره گذشت   بکارش فرو ماند و درمانده گشت
سرانجام فکری سکندر نمود   پی چاره تدبیر دیگر نمود
بگفتا به سردار ایران سپاه   که بگذر ز پیکار و بگشای راه
ببخشم تو را بر همه مهتری   از این پس تو سردار اسکندری
ولی آریوبرزن پاکدل   پی پاس این خاک و این آب و گل
به اسکندر از خشم پاسخ نداد   چو کوهی فراروی او ایستاد
سرانجام نابخرد گمرهی   به دشمن نشان داد، دیگر رهی
چو اسکندر از تنگه آمد فراز   ز نو آریوبرزن چاره ساز
گران پاتر از صخره های بلند   بپا ایستاد اندر آن، تنگ بند
بدین گونه ره بر سکندر ببست   بر او آشکار و مسلم شکست
بدانست جز مرگ در پیش نیست   ورا تا عدم یک قدم بیش نیست
چو نزدیک شد لحظه واپسین   به میدان آورد گفت این چنین:
«بدان ای سکندر پس از مرگ من   پس از ریزش آخرین برگ من
توانی گشایی در پارس را   نهی بر سرت افسر پارس را
به تخت جم و کاخ شاهنشهان   قدم چون نهی با دگر همرهان
مبادا شوی غره از خویشتن   که ایران بسی پرورد همچو من»
چو اسکندر این جانفشانی بدید   سرانگشت حیرت به دندان گزید
به آهستگی گفت با خویشتن   که اینست مفهوم عشق وطن
اگر چند آن آریا مرد گرد   پی پاس ایران زمین، جان سپرد
ولی داد درسی به ایرانیان   که در راه ایران چه سهل است جان
چه خوش گفت فردوسی پاکزاد   که رحمت بر آن تربت پاک باد

» منبع: توران بهرامی (شهریاری)، کتاب دیوان توران

» مرتبط: «آريوبرزن؛ دلاور سردار بزرگ ايرانى»


برچسب‌ها: مناسبت، آريوبرزن، اسكندر مقدونى 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مناسبت | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |

» پنجشنبه بیستم مرداد 1390 ساعت 20:0

» آریو برزن، دلاوری که طعم شکست را به اسکندر چشاند...

آریوبرزن یکی از سرداران بزرگ تاریخ ایران است که در برابر یورش اسکندر مقدونی به ایران زمین، دلیرانه از سرزمین خود پاسداری کرد و در این راه جان باخت و حماسه‌ی «در بند پارس» یا «دروازه پارس» را از خود در تاریخ به یادگار گذاشته است.
«اسکندر مقدونی» در سال 331 پیش از زادروز، پس از پیروزی در سومین جنگ خود با ایرانیان «گوگامل» (Gaugamele) [پیش‌تر به اشتباه آن را اربیل (Arbela) می‌خواندند] و شکست پایانی ایران، بر بابل و شوش و استخر چیرگی یافت و برای دست یافتن به پارسه، پایتخت ایران روانه این شهر گردید.

اسکندر برای فتح پارسه سپاهیان خود را به دو پاره بخش کرد: بخشی به فرماندهی «پارمن یونوس» از راه جلگه «رامهرمز و بهبهان» به سوی پارسه روان شد و خود اسکندر با سپاهان سبک اسلحه راه کوهستان (کوه کهکیلویه) را در پیش گرفت و در تنگه‌های «در بند پارس» (برخی آن را تنگ «تک‌آب» و گروهی آن را تنگ «آری» کنونی می‌دانند) با مقاومت ایرانیان روبه‌رو گردید... ادامه‌ی مطلب


برچسب‌ها: مناسبت، آريوبرزن، اسكندر مقدونى  ادامـــه‌ی مطلب ←

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مناسبت | لینک ثابت | |  به اشتراک بگذار  |




» جايزه!
» چقدر فاشیست هستیم؟ / رضا مرادی‌غیاث‌آبادی
» نوروز 1391 خجسته باد
» پیشاپیش جشن ملی «چهارشنبه‌سوری» خجسته باد
» زنده باد اصغر فرهادی، زنده باد جدایی نادر از سیمین؛ زنده باد سینمای ایران
» اسفندگان یا اسپندارمذگان، جانشین ولنتاین برای ایرانیان
» بزرگ‌ترين سفره‌ی هفت‌سين در مجموعه‌ی جهانی بيستون پهن می‌شود
» ايالت «هيرکانيه» هخامنشيان در البرز شمالی، ميراث متروک
» حمله‌ی اوباش کمیته‌ی نجات پاسارگاد به زنده‌یاد رجبی + پيوست‌هاى تازه
» ایران رجبی را از دست داد

» فهرست مطالب