گویند آن اسکندر به قول آنان، کبیر و به قول ما، ملعون و به قول تاریخ، مقدونی، هنگامی که در خلال کشورگشاییهایش، به سرزمین جدیدی میرسید، خم میشد و اندکی از خاک آن منطقه را مُشت میکرد و با قدری آب، ترکیب. پس از گِل شدن و مستحکم شدن، آن را میفشاند از هم. چندی گذشت که روزی یکی از سربازان دلیل این کارس را از وی جویا شد؛ اسکندر پاسخ داد: گر ترکیب آب و خاک از هم به سختی بگسست، اتحاد در آن ناحیه حاکم است و گر زود بگسست، عدم اتحاد... .
درست است که اسکندر قدری غقل مبارکش تاب داشت اما در برخی زمینهها به جرأت میتوان گفت که از تمام پسینیان و پیشینیانش زیرکتر بود؛ نمونهاش هم همین گزارهی فوق. البته جایی به دقت ذکر نشده که هنگامی که به ایران رسید با چه نوع گسستِ خاکی مواجه شد اما قابل حدس که با چه صحنهای مواجه شده؛ وگرنه مغزش به آنجا نخورده بود که آن کشتار بیرحمانه و عظیم را به راه بیاندازد.
کار یکسال و دو سال و صد سال نیست؛ از روز نخست تاریخ تا حال و یقیناً تا پایان تاریخ هم همین طور خواهد بود؛ یعنی اتحاد در این مملکت حضور داشته و دارد و خواهد داشت. شاهد مثالش هم آنجا که کورش با اتحاد مادها و پارسها و حمایت مردم و اتحاد آنان با هم، شد پادشاه بلامنازع ایران زمین.
پس اشتباه محض است حذف برخی بزرگان از عرصهی سیاسی کشور را با دید مثبت نگریست؛ اشتباه است مدام در بوق و کرنا کنیم و از سکوت معنایدار مسئولان سوء استفاده کنیم و شعار مرگ بر وی بدهیم؛ همان کسی که خمینی ِ امام دربارهاش فرمود تا انقلاب زنده است، او هم زنده است؛ آخِر وی در این چهار دهه، چه هیزم تری به شما فروخته است که آرزوی مرگش را دارید و شعار «تا کفن نشود، ایران وطن نشود» را سر میدهید؟ خجالت نمیکشید به دخترش ناسزای ناموسی میدهید؟ فکر (؟) نمیکنید از این حرکات ناشایست شما، دشمن چه بهرهها که خواهد برد؟
ای مردم! این خاک تنها و تنها حامی یک چیز است و آن هم اتحاد، و نه هیچ چیز دیگری. شما را به آن خدایی که روزی (به طور استاندارد) 17 مرتبه مقابلش به خاک میافتید قَسَم، که وارد بازیهای (کثیف) سیاست نشوید و اتحادِ با خونِ دل به دست آمده را آسان از دست ندهید. شهید ندادیم که فقط خاک و ناموسمان را از دست ندهیم، بلکه شهیدان رفتهاند تا ما بمانیم و متحد باشیم. حیف است دوباره ردپای (منحوس) بیگانگان را بر خاک پاک کشورمان ببینیم و تن به ذلّتهایی چون «ترکمانچای» بدهیم.
اگر از نخستین روز تاریخ، تمدنی در این کشور شکل گرفت، نتیجهی اتحاد مردم بود و اگر پیروزیای به دست آمد، سببش اتحاد بود و گر شکستی به وقوع پیوست، مسببش عدم اتحاد بود. و اگر انقلاب پیروز شد، حاصل اتحاد بود و اگر مردم ما در مقابل بیگانگان، سنگ پا (از لحاظ دوام نه آن معنی ناهنجار!) شدند، اتحاد دلیلش بوده و اگر... .
بدون اغراق، در هیچ کجای تاریخ ایران (از آغاز تا حال) هیچگاه به این شدت، نیاز به اتحادِ تمام آحاد مردم (از مردم عادی تا مسئولان رده بالای حکومتی) حس نشده. امید است دوباره همگان «دست به دست هم دهیم به مهر و میهن خویش را کنیم آباد»... .
برچسبها: مقاله، ملیگرایی، اتحاد






















