پیش از نگاشتن این دردنامه جا دارد از تمامی دوستان و همراهان و همیاران قدیم و جدید وبلاگ که فهمیدگی را به حد اعلاء رساندهاند پوزش بطلبیم؛ چون مقالهی پیش رو تنها توضیح واضحات و تکرار مکررات است و مسلماً از حوصلهی این عزیزان و سروران خارج است.

چندیست که با همهگیر شدن پیامکوتاه (SMS) و وبلاگنویسی و مُسری شدن استفاده از ایمیل و شبکههای اجتماعی، زندگی ما ایرانیان دستخوش تغییراتی چند شده است؛ که مهمترین این تغییرات، یادآوری جشنها و اعیاد بزرگ ملی (نظیر مهرگان) که چند صدسال بود به فراموشی سپرده شده بودند و ترویج افکار و عقاید و سخنان بزرگان تاریخ (نظیر شهید دکتر علی شریعتی) است. اما طبق غادت مألوف ما ایرانیان که از هر وسیلهای بیشتر در جهت منفی آن استفاده میکنیم تا مثبت، از موارد بالا در جاهایی که اصلاً به ظاهر امر نمیخورد استفادهی منفی باشد، استفادهی به غایت منفی میکنیم. اشتباه نکنید منظور لطیفههای غیراخلاقی و سیاسی و... نیست بلکه منظور ترویج یکسری جعلیات به نام تاریخ ایران است که متأسفانه به دلیل کارنامهی درخشان شاهنشاهان نخست سلسلهی هخامنشی و کارنامهی کمی تا قسمتی روشن سایر پادشاهان هخامنشی، بیشتر مورد هجوم این جعلیات هستند. و شاید بتوان پرطرفدارترین این قبیل جملات که دست به دست میگردند و به سرعت نور شایع میشوند را سالگرد زایش و مرگ و سخنان کورش بزرگ دانست. دلیل این امر را هم شاید بتوان در گنگ و مبهم بودن دوران شاهنشاه بلامنازع ایران (کورش) و بیاهمیتی رسانههای داخلی به وی دانست که همچون کاتالیزوری سبب تحریک احساسات ملیگرایانهی مردم عزیزمان میشود. جملاتی که بیشتر از آنکه سبب ارج و منزلت دادن به شخصیت والای کورش بشود، سبب میشود که بیشتر مورد تمسخر و استهزای دشمنان وی (که نوادگان آنها پامنقلیهای ناصر پورپیرار هستند) بشود. جملاتی که اگر خوانندهی هوشمند، کمی به دقت آن را مطالعه کند متوجه جعلی بودن آن میشود. مثلاً یکی از این جملات که بسیار مورد استقبال قرارگرفته، ثبت شدن هفتم آبان (29 اکتبر) در تقویم سازمان ملل متحد به نام «روز جهانی کورش» است! جملهای که جعلی بودن آن به وضوح مشخص است و با یک جستوجوی ساده در وبسایت سازمان ملل متحد دروغین بودن آن روشن میشود. یا اینکه نسخهای از منشور کورش در سردر سازمان ملل نصب شده! در حالی که این سازمان اصلاً سردری به آن شکل که محل قرارگیری شیای را داشته باشد، ندارد و یا از این هم مسخرهتر، تبریک و تسلیت روز زایش و مرگ کورش است! ایامی که در هیچ کجای تاریخ ثبت نشدهاند. و یا جملات مثلاً تاریخی (!) از زبان کورش بزرگ که همهشان زاییدهی ذهن یکسری بیمار روانی است و هیچ سندیت تاریخی ندارند (برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد صحت نداشتن این جعلیات به مقالات «خیالپردازی و داستانسُرایی دربارهی کورش بزرگ»، «تغییر بی سروصدای «روز جهانی کورش» به «روز کورش»»، «کورش واقعی و کورش افسانهای»، و «لوگوی حقوق بشر و انتساب نادرست به منشور کورش» از استاد دکتر رضا مرادیغیاثآبادی مراجعه کنید). و خالی از لطف نیست که گفته شود تنها روز ثبت شدهی در تاریخ که کورش در آن نقش دارد روز هفتم آبان برابر با بیستونهم اکتبر است که روز نگارش استوانهی حقوق بشر کورش بزرگ است و تنها متنی هم که از کورش مانده همان منشور حقوق بشر است؛ والسلام!

عزیزان جان، اگر قلبتان برای ایران میتپد و به تاریخ آن افتخار میکنید کافیست به جای نشر این اکاذیب و جعلیات، تعدادی کتاب مستند (که اسامی تعدادی از معتبرترینهایشان در قسمت معرفی کتاب همین وبلاگ آمده) و مقالات بزرگانی (از قبیل شادروان پروفسور علیرضا شاهپورشهبازی و استاد دکتر رضا مرادیغیاثآبادی و...) را مطالعه کنید و آنها را برای دوستان خود بازنشر کنید و در شبکههای اجتماعی به اشتراک بگذارید.
برچسبها: مقاله، جعلیات، کورش بزرگ
















