تبليغاتX
The Great Achaemenid Emperor | امپراتوری بزرگ هخامنشیان

» سه شنبه هجدهم خرداد 1389 ساعت 13:7

به ايران بيانديشيم كه سه هزاره است به همت فرزندان برومند و غيرتمند خويش در جهان سربلند زيسته است و در آغاز تاريخ خود پرچم داد و راستی و آزادی را برافراشته است. چنان كه داريوش شاه می‌فرمايد: «به خواست اهورامزدا من چنينم كه راستی را دوست دارم و از دروغ رو گردانم. دوست ندارم كه ناتوانی از حق‌كشی در رنج باشد و همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهای ناتوان آسيب برسد. آن چه را كه درست است من آن را دوست دارم، من دوست و برده دروغ  نيستم، من خشم خود را فرو می‌نشانم و سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. اين كشور كه اهورامزدا آن را به من ارزانی فرموده زیبا و دارای مردان خوب است. به خواست اهورامزدا و من، اين كشور از ديگران نمی‌ترسد، و سرزمين‌های بسياری تحت فرمان من هستند.» و چنين پادشاه فرزانه‌ای دستور به ساخت تخت جمشيد می‌دهد، و پس از بررسی لوح‌های ديوانی تخت جمشيد نتيجه می‌گيريم كه داريوش شاه واقعاً با مردم ناتوان همراه بوده و در شاهنشاهی او حتی كودكان نيز از پوشش خدمات همگانی برخوردار بوده‌اند.

پيدايش سی‌هزار لوح گل نوشته

در اواخر سال 1312(هـ.ق) در گوشه‌ی شرقی صفه، روی حصار شمالی به اتاق‌هایی برخوردند كه 30 هزار لوح گل‌نبشته، در آن‌ها بايگانی شده بود. و حاوی اطلاعات مهمی در مورد دستمزد كارگران و پيشه‌ورانی كه در ساخت كاخ عظيم تخت جمشيد شركت داشتند به ما نشان می‌دهد.

اين لوح‌ها در دوران هخامنشی به صورت خام نگهداری می‌شد، اما زمانی كه تخت جمشيد در آتش کینه‌ی اسكندر می‌سوخت، تعدادی از لوح‌ها نابود شدند و تصادفاً بخشی از آن‌ها در لهيب آتش پخته شد و برای ما محفوظ ماند! برای خواندن آن لوح‌ها، دولت وقت ايران موافقت كرد كه الواح در 50 صندوق بسته‌بندی شده و به طور امانت به دانشگاه شيكاگو منتقل شود و در سال 1945 ميلادی تحت نظر پرفسور جرج كامرون ترجمه‌ی آن‌ها آغاز گرديد.

تا پيش از پيدايش و ترجمه اين گل‌نبشته‌ها، عقيده‌ی بسياری از باستان شناسان و تاريخ‌نويسان بر آن بود كه كاخ‌های عظيم شاهنشاهی هخامنشی هم مانند اهرام و پرستشگاه‌ها و كاخ‌های مصر و آشور و بابل و ساير كشورهای شرقی، با بيگاری و به كمک رنج و اسارت مردمان كشورهای زيردست ساخته شده است يا به مانند ديوار بزرگ چين، كه در قرن سوم پيش از ميلاد توسط چين شی هوانگ امپراتور مقتدر چين بنا گرديد و جسد هزاران اسير در درون آن ديوار دفن گرديد، يا در ساخت كوليزيم(نمايشگاه عظيم روم باستان) 10 تا 50 هزار اسير در طول 10 سال برای ساخت آن بيگاری دادند و رنج كشيدند و هنگام گشايش عده‌ی بسياری از آن‌ها را خوراک درندگان ساختند و يا حتی پتر، تزار بزرگ روسيه برای احداث پتروگراد در كنار خليج فنلاند در اوائل قرن 18 ميلادی روزانه از چهل هزار كارگر، در آن سرمای توان فرسا بيگاری می‌كشيدند. اما پيدايش و ترجمه‌ی گل نبشته‌های اداری تخت جمشيد نشان داد كه در دربار هخامنشی بيگاری و اسارت و كار بدون دستمزد، موضوع و مفهومی نداشته و كليه‌ی كارگران و استادان اعم از درودگران، سنگ تراشان، پيكرسازان، منبت كاران، آهنگران، و پيشه‌وران و ساير كاركنان و خدمتكاران ديوانی به فراخور مهارت و استادی، دستمزد روزانه دريافت می‌كردند و حتی مليت و قوميت كارگران اغلب در اين لوحه‌ها نوشته شده، مانند سنگ تراش يا درودگران مصری و كارگران سوريه‌ای و از روی اين الواح تا حدی معلوم گرديد كه استادكاران و هنرمندان كاخ باشكوه تخت جمشيد از كدام كشور جز شاهنشاهی بوده، و تصور می‌رود استادكاران يا كارگرانی كه مليت آن‌ها ذكر نشده، پارسی يا مادی بوده كه نياز به معرفی نداشته‌اند.

بر اساس لوح‌های گل‌نبشته تخت جمشيد زنان هم‌دوش مردان در ساختن كاخ‌های شاهان هخامنشی دست داشته‌اند و دستمزد برابر دريافت می‌نمودند و پيشه بيش‌تر زنان در دوره‌ی هخامنشيان صيقل دادن سنگ‌نگاره‌ها و هم‌چنين دوخت و دوز بوده است و بايد خاطرنشان ساخت كه زنان در دوران بارداری و با به دنيا آوردن كودكی، برای مدتی از كار معاف، اما همچنان برای گذراندن زندگی و تأمين معاش به آنان دستمزد پرداخت و مواد اوليه‌ی ضروری زندگی دريافت می‌كردند و داريوش شاه همچنين برای نوزادان پسر يا دختری كه آن‌ها به دنيا می‌آوردند پاداشی در نظر می‌گرفت.

 بر طبق اين لوح‌ها اداره‌ی ساختمان‌ كاخ‌های شاهنشاهی بسيار منظم و دقيق و از روی اصول و دادگری و رفاه حال كارگران مدنظر گرفته می‌شد، و چنان كه كارگری مورد پسند واقع نمی‌گرديد، دستمزد پرداخت و به ديار خود باز گردانيده می‌شدند.

همچنين در اين گل نبشته‌ها از فروشگا‌ه‌هايی ياد شده كه كارگران می‌توانستند مواد و لوازم ضروری زندگی خود را از آن خريداری نمايند.

هنر شاهنشاهی

پرفسور لوئی واندنبرگ باستان شناس معروف بلژيكی و استاد دانشگاه بروكسل در كتاب «ايران باستان» درباره هنر دوران هخامنشيان می‌نويسد: «هنر هخامنشيان بيش از همه چيز هنر شاهنشاهی است، كه در آن همه چيز مربوط به تجليل شاهنشاه است، مانند كاخ‌های بزرگ و تشريفات شكوهمند شاهنشاهی، و از سوی ديگر هنر هخامنشی هنری است جهانی كه نتيجه‌ی اختلاط هنر كشورهای گوناگون می‌باشد». و دكتر ريچارد فرای استاد كرسی فارسی دانشگاه هاروارد و خاورشناس نامی در كتاب «ميراث باستانی ايران» می‌نويسد: «برگزاری جشن‌های نوروز يا مراسم پرشكوه تاجگذاری، يا به خاک سپردن شاهان، در تخت جمشيد به انجام می‌رسيده است. شايد همه‌ی اين ناحيه جايگاه مقدس ملی شمرده می‌شد كه در آن آتش پادشاهان در نقش رستم در ساختمانی به نام كعبه زرتشت نگاهداری می‌شد».

به هر حال تخت جمشيد مركز دودمانی و محل برگزاری تشريفات و جشن‌ها و رسوم هخامنشيان بوده است و اكنون نيز مورد تمجيد و توجه جهانيان می‌باشد. بر ما واجب است در حفظ و نگهداری این بنای بزرگ که نشان هویت ملی ما هم فرهنگان(ایران، افغانستان، تاجیکستان، آذربایجان، ازبکستان، ارمنستان، بخش‌هایی از ترکیه و عراق و پاکستان) است و باعث اتحاد هر چه بیش‌‌تر ما و کوری دشمنان و تجزیه طلبان خواهد شد.

» منابع

  • از زبان داريوش نوشته‌ی پرفسور هايد ماری كخ
  • پايتخت‌های شاهنشاهی هخامنشی نوشته‌ی علی سامی

برچسب‌ها: مقاله، تخت ‌جمشید 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | | Balatarin Donbaleh Facebook Twitter Email |




» براى سراينده‌ى «از خون جوانان وطن»؛ عارف قزوينى
» محبوبیت مردمی: کورش یا نبونید؟
» توضيخاتى بابت به‌روز نبودن + سالگرد تأسيس وبلاگ با چاشنى تأخير!
» پيگيری جدی دولت برای بازگرداندن الواح هخامنشی از آمريکا
» دردنامه‌ای در باب جعلیات
» روز نگارش نخستین اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر خجسته باد
» بهت گردشگران از مرمت ناشیانه‌ى بنای باستانی پاسارگاد
» به احترام استیو جابز بزرگ... انقلابی هوشمند
» تبريک و شادباش به يكى از دوستان و همكاران وبلاگ
» مسئله‎‌ى حفظ و تخریب خانه‌های مشاهیر / رضا مرادى‌غياث‌آبادى

» فهرست مطالب