افلاطون در قطعهای از کتاب سوم «قوانین» دورهی کورش و سیاست وی را چنین تعریف میکند:
«هنگام پادشاهی کورش ایرانیان آزادی داشتند و همهی مردان آزاد بودند و سرور و فرمانروای بسیاری از مردمان دیگر نیز بودند. فرمانروایان رعایای خود را در آزادی سهیم کرده بودند، چون سربازان و سرداران همه را به یک چشم میدیدند و با همه به برابری رفتار میکردند، سربازان در موقع خطر آمادهی جانفشانی بودند و در جنگ با جان میکوشیدند. اگر در میان ایرانیان مرد خردمندی بود که میتوانست اندرزی بدهد که مردمان را سودمند باشد، چنان میکردند که همهی مردم از خردمندی او استفاده کنند. پادشاه بر کسی حد نمیورزید، اما به همه آزادی میداد تا آنچه میخواهند بگویند و آن کس را که اندرز بهنتر میداد و رأی بهتر مینهاد، گرامیتر میداشت. این بود که کشور از هر لحاظ پیشرفت کرد و بزرگتر شد، زیرا افراد آزادی داشتند و در میان آنان محبت بود و نسبت به هم، حس خویشاوندی میکردند».
» منبع: راهنمای جامع پاسارگاد، نوشتهی شادروان پروفسور علیرضا شاهپور شهبازی
برچسبها: مقاله، کورش بزرگ، افلاطون
















