تبليغاتX
The Great Achaemenid Emperor | امپراتوری بزرگ هخامنشیان

» چهارشنبه دوازدهم اسفند 1388 ساعت 22:8

ناصر بناگر یا بناکننده، با مدرک دیپلم از رشته‌ی فرهنگ و ادب (شاخه‌ای از ادبیات و علوم انسانی در گذشته)، از اعضاء سابق حزب توده، شخصی دانشگاه نرفته و با معلومات اندک. وی پیش از انقلاب به جرم اختلاس در زندان بود که به لطف انقلاب همراه سایر زندانیان(هم سیاسی و هم غیر سیاسی) از بند رها شد و به جمع انقلابیون پیوست. سپس نام خانوادگی خود را به «پورپیرار» تغییر داد. تا سال 1376 به عنوان یک فرهنگی(ویراستار و مدیر یکی از انتشاراتی‌های معروف) فعالیت داشت که اثر ویرایش شده‌ی برجسته‌اش کتاب «از زبان داریوش» نوشته‌ی هاید ماری کخ و ترجمه‌ی پرویز رجبی است که در مقدمه‌ی دو صفحه‌ای خود در آغاز کتاب تماماً از دوران هخامنشی تعریف و تمجید کرده و ایران باستان را درخشان‌ترین دوران تاریخ کشورمان می‌داند. اما بعدها به دنبال شدت گیری احساسات ملی گرایانه‌ی مردم و این که برخی افراد از ایران باستان چندان دل خوشی نداشتند و موقعیت خود را در خطر می‌دیدند و یال و کوپالی هم داشتند(!)، با علم کردن این فرد به عنوان فردی که قصد روشنگری و آشکار سازی هویت واقعی ایرانی را دارد، قصد تخریب این دوران شکوهمند در اذهان عمومی را کردند. این فرد که تناقض حتی در سخنان سراسر دروغ‌اش هم خود نمایی می‌کند، با کم‌ترین سواد و بدون اشاره به حتی یک کتاب خود را دانای کل فرض کرده و خیال کرده می‌تواند با دروغ‌هایش مردم را گمراه کند.

وی بیش‌ترین اتهام وارده را متوجه هخامنشیان کرده و مدعی است جشنی که یهودیان هر ساله برگزار می‌کنند در واقع جشنی است در گرامیداشت قتل عام ایرانیان در واقعه‌ای به نام «پوریم»(Purim) در زمان خشایارشا که طی آن به دستور شاه ایران حدود هفت میلیون ایرانی کشته شده و باقی تاریخ ایران توسط یهودیان و در جهت پوشاندن حقایق نوشته شده و تا سالیان سال ایران خالی از سکنه بوده!. کار ساخت کاخ‌های تخت جمشید توسط یهودیان آغاز شده و چون از عهده‌اش بر نیامدند، آن را نیمه‌کاره رها کردند که ناصر پورپیرار در فیلمی به ظاهر جامع(!) اما سراسر تناقض و جعل و دروغ(به نام تختگاه هیچ کس)، سعی در اثبات این حقیقت دارد که با هوشیاری بزرگان تاریخ ایران تاکنون بیش‌تر نقشه‌هایش نقش بر آب شده!. این شخص ادعاهایی چون وجود نداشتن حکومت‌های محلی همچون‌ سامانیان، وجود نداشتن بزرگانی چون حکیم ابوالقاسم فردوسی و حکیم عمر خیام، تکمیل ساختمان میدان باشکوه نقش جهان در زمان قاجار و... را هم دارد که چون بسیار خنده آور و مفصل است و از حوصله‌ی خواننده‌ی محترم خارج است دیگر به توضیح آن‌ها نمی‌پردازیم.

علاوه بر نشر چندین جلد کتاب، احداث وب‌سایت‌ها و وبلاگ‌های متعدد و تهیه‌ی فیلم‌های بسیار، از نقاط بسیار مبهم ناصر پورپیرار سخنرانی‌های وی در دانشگاه‌های معتبر کشور است. شخصی که فوق لیسانس و حتی دکترای مملکت است و استاد دانشگاه است، برای سخنرانی در دانشگاه باید مراحل مختلفی را طی کند تا اجازه‌ی سخنرانی بگیرد اما این شخص به دلیل مخالفت صریح و آشکارش با ایران باستان(به عنوان نماد شرک و بت پرستی از دید برخی) و یهودیان(به عنوان عاملان تشکیل اسرائیل و اشغال فلسطین) به راحتی به سخنرانی می‌پردازد! آیا کسی به جز افرادی که وضعی کم و بیش مشابه ناصر پورپیرار دارند، برای حرف‌های این جاعل بزرگ تاریخ و فرهنگ ایران ارزشی قائل است؟!

زمان خود بهترین روشنگر است...


برچسب‌ها: گزارش، پاسخ سوالات شما، ناصر پورپیرار 

| نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت | | Balatarin Donbaleh Facebook Twitter Email |




» براى سراينده‌ى «از خون جوانان وطن»؛ عارف قزوينى
» محبوبیت مردمی: کورش یا نبونید؟
» توضيخاتى بابت به‌روز نبودن + سالگرد تأسيس وبلاگ با چاشنى تأخير!
» پيگيری جدی دولت برای بازگرداندن الواح هخامنشی از آمريکا
» دردنامه‌ای در باب جعلیات
» روز نگارش نخستین اعلامیه‌ی جهانی حقوق بشر خجسته باد
» بهت گردشگران از مرمت ناشیانه‌ى بنای باستانی پاسارگاد
» به احترام استیو جابز بزرگ... انقلابی هوشمند
» تبريک و شادباش به يكى از دوستان و همكاران وبلاگ
» مسئله‎‌ى حفظ و تخریب خانه‌های مشاهیر / رضا مرادى‌غياث‌آبادى

» فهرست مطالب