تبليغاتX
The Great Achaemenid Emperor

صفحه‌ی نخست | خوراک وبلاگ | پست الکترونیک | درباره‌ی مدیر | معرفی کتاب | بایگانی وبلاگ | فهرست مطالب | خانگی‌سازی | افزودن به علاقه‌مندی‌ها
» چهارشنبه سیزدهم مرداد 1389 ساعت 21:10

همیشه گفته می‌شود که نوشتن یادگاری بر روی آثار و ابنیه‌ی تاریخی عملی زشت و ناپسند است و باید از آن پرهیز کرد. اما گاهی اوقات بعضی یادگاری‌ها دیگر یک «یادگاری» معمولی که تنها تأثیرش موجب تکدر خاطر بازدیدکنندگان و علاقه‌مندان به تاریخ است، نیست؛ بلکه این یادگاری‌ها، «یادگار» نخستین پژوهشگرانی هستند که به تخت جمشید آمده و پرده از راز این بنای شکوهمند برداشتند و آن را نسبتاً کامل از زیر خاک(یا به قول دوست‌داران تاریخ: تنها امانت‌دار تاریخ) بیرون آوردند و آن را پیش چشمان آیندگان قرار دادند. دلیل دیگری که به اهمیت این یادگاری‌ها افزوده خود نویسندگان این یادگاری‌ها هستند که همه‌شان در آن روزگار از سفیران، وزیران و ثروتمندان معروف غرب هستند که از حدود سه دهه‌ی پیش پا به تخت جمشید گذاشتند. نام نویسندگان این یادگاری‌ها عبارتند از:

یادگاری‌های دیواره‌ی سمت چپ: سرجان ملكم، سروان ويليام كمپبل، سروان جى كول بروک، جى. بريجز، هارفرد جونز، جيمز موريه، ا.چ. ويلويک، تى. شريدن، جى. سوزرلند، سروان جان مكدونالد.

يادگارى‌هاى ديواره‌‌ی سمت راست: استنلى، نيويورک هرالد، گوبينو، تكسيه، لابوردونه، ف. لاگيش، اچ. اليس، ستوان مونتايث، ستوان ليندزى، ستوان پوتينگر، اس. مانستى.

و قديمى‌ترين اسامى عبارتند از: كارستن نيبور (1765) و دبليو فرانكلين (1787).

تـوجـه: یک موقع نروید به امید آن که روزی، روزگاری یادگاری‌تان به تاریخ بپیوندد، یادگاری بنویسید!

نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت |   |  More Bookmarks & Add Favorits  |  Balatarin  |  Donbaleh  |  Cloob.com  | Viwio | Top of Page |

» جمعه هشتم مرداد 1389 ساعت 12:36

هرگز نـــخواب کــــورش

دارا جـــــــهان ندارد
سارا زبـــــــان ندارد

کـــارون ز چشمه خشکید
البـــــــــــــــرز لب فروبست
حتی دمـــــــــــــــــاوند هم
آتشفشــــــــــــــــــان ندارد

بر نام پـــــارس دریــا
نــــــــــــام دگر نهادند

گویی که آرش مــــا
تیــــر و کمــان ندارد

دریـــای مازنـــــی‌ها
بر کـــام دیگــران شد

نـــادر ز خــاک برخیز
میـهن جــــوان ندارد

دارا کجــــای کاری؟
دزدان ســـــرزمینت
بر بیستون نویسند
این‌جا خــــدا ندارد!

کو آن حــکــیــم تــوســی شـــهنـــامـــه‌ای سراید...

هرگز نـــخواب کــــورش
ای مهر آریـــــــــــــــایی
بی نـــــــام تو وطن نیز
نام و نشــــــــــان ندارد

هرگز نخواب کورش! چون دارند به آثار اجدادت و فرزندانت که به ما نوادگانت به ارث رسیده چوب حراج می‌زنند، تا نکند بعدها قاچاقچیان آن‌ها را حراج کنند! (اصل خبر: آثار تاریخی کشورمان را در جزیره‌ی کیش به حراج گذاشته‌اند تا جلوی حراج غیرقانونی آن به وسیله‌ی قاچاقچیان آثار تاریخی را بگیرند. نقل به مضمون از همشهری مورخه‌ی هفتم مردادماه 1389).

نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت |   |  More Bookmarks & Add Favorits  |  Balatarin  |  Donbaleh  |  Cloob.com  | Viwio | Top of Page |

» دوشنبه سی و یکم خرداد 1389 ساعت 21:0

تاکنون چند هزار بار از دوست و آشنا شنیده‌اید که هیچ مونثی در تخت جمشید نقش نشده؟ حالا ما آن را تکذیب می‌کنیم! تعجب نکنید این نقش، نقش انسان مونث نیست، بلکه نقش یک شیر ماده با توله‌هایش می‌باشد! این شیر ماده و توله‌هایش در واقع ارمغان(تحفه، پیشکش، خراج و...) مردم سرزمین عیلام بوده که توسط نمایندگانشان به دربار پادشاه هخامنشی تقدیم می‌شده. سوالی در این‌جا مطرح می‌شود و آن هم این که: یک شیر ماده‌ی ایلامی و توله‌هایش به چه کار هخامنشیان می‌آمده‌اند؟ شاید بتوان گفت به صورت نمادین آورده می‌شدند تا به همگان نشان دهند در سرزمین‌شان که معتقد بودند «هل تمتی»(سرزمین خدایان) است چه موجودات ارزشمندی یافت می‌شود... .

نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت |   |  More Bookmarks & Add Favorits  |  Balatarin  |  Donbaleh  |  Cloob.com  | Viwio | Top of Page |

» چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 ساعت 13:18

» حکیم ابوالقاسم فردوسی در این سه بیت توضیحاتی درباره‌ی دین و آیین هخامنشیان می‌دهد و در پایان هم آن‌ها را با بت پرستان عرب(تازی) مقایسه می‌کند.

نيــا را همــى بــود آيـيــــن و كـيـش   پـرستـنـده‌ی ايـــــــــزدى بـود پـيـش

نـگـويـى كـه آتـــش پـرستــان بـدنـد   پـرستـنــده‌ی پـــــاک يــــزدان بـدنـد

در آنـــگـــه بــدى آتــش خــوبـــرگ   چــو مــر تــازيــان مـحــراب سنــگ

 

» نظامی گنجه‌ای(گنجوی) در اسکندرنامه‌ی خود روایتی کوتاه اما زیبا که به خوبی بیانگر اوج خشونت و ویرانگری اسکندر مقدونی است را به تصویر می‌کشد و تا حدودی سبب برانگیخته شدن احساسات خواننده می‌شود.

سكــنـدر در آن داوریــگــــــــاه سخـــت   پـى افـشـرد مـانـنـد بـيــــــــــخ درخـت

زبـس خـون كـه گــرد آمـد انــدر مـغـاک   چـو گـوگـرد سرخ آتـشين گـشت خـاک

 

» استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در اشعاری زیبایی تخت جمشید را با ویران شدنش پس از آتش سوزی مهیب اسکندر مقدونی را مقایسه می‌کند.

تخـت جـمشيـد عــــــروس زيبـــا   دگـر افـسـرده و محــــزون سيـما

اى فلک اين چـه دل است و يـارا   پـاى اسكـنـدر و كـــــــــــــــاخ دارا

نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت |   |  More Bookmarks & Add Favorits  |  Balatarin  |  Donbaleh  |  Cloob.com  | Viwio | Top of Page |

» سه شنبه هجدهم خرداد 1389 ساعت 13:7

به ايران بيانديشيم كه سه هزاره است به همت فرزندان برومند و غيرتمند خويش در جهان سربلند زيسته است و در آغاز تاريخ خود پرچم داد و راستی و آزادی را برافراشته است. چنان كه داريوش شاه می‌فرمايد: «به خواست اهورامزدا من چنينم كه راستی را دوست دارم و از دروغ رو گردانم. دوست ندارم كه ناتوانی از حق‌كشی در رنج باشد و همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهای ناتوان آسيب برسد. آن چه را كه درست است من آن را دوست دارم، من دوست و برده دروغ  نيستم، من خشم خود را فرو می‌نشانم و سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. اين كشور كه اهورامزدا آن را به من ارزانی فرموده زیبا و دارای مردان خوب است. به خواست اهورامزدا و من، اين كشور از ديگران نمی‌ترسد، و سرزمين‌های بسياری تحت فرمان من هستند.» و چنين پادشاه فرزانه‌ای دستور به ساخت تخت جمشيد می‌دهد، و پس از بررسی لوح‌های ديوانی تخت جمشيد نتيجه می‌گيريم كه داريوش شاه واقعاً با مردم ناتوان همراه بوده و در شاهنشاهی او حتی كودكان نيز از پوشش خدمات همگانی برخوردار بوده‌اند...[متن کامل]

[ ادامه‌ی مطلب ]
نویسنده: مهدیار بهشتیان | دسته: مقاله | لینک ثابت |   |  More Bookmarks & Add Favorits  |  Balatarin  |  Donbaleh  |  Cloob.com  | Viwio | Top of Page |

[ مطالب قدیمی‌تر ]