» دوشنبه سی و یکم خرداد 1389 ساعت 21:0
تاکنون چند هزار بار از دوست و آشنا شنیدهاید که هیچ مونثی در تخت جمشید نقش نشده؟ حالا ما آن را تکذیب میکنیم! تعجب نکنید این نقش، نقش انسان مونث نیست، بلکه نقش یک شیر ماده با تولههایش میباشد! این شیر ماده و تولههایش در واقع ارمغان(تحفه، پیشکش، خراج و...) مردم سرزمین عیلام بوده که توسط نمایندگانشان به دربار پادشاه هخامنشی تقدیم میشده. سوالی در اینجا مطرح میشود و آن هم این که: یک شیر مادهی ایلامی و تولههایش به چه کار هخامنشیان میآمدهاند؟ شاید بتوان گفت به صورت نمادین آورده میشدند تا به همگان نشان دهند در سرزمینشان که معتقد بودند «هل تمتی»(سرزمین خدایان) است چه موجودات ارزشمندی یافت میشود... .

برچسبها:
مقاله،
عکس،
تخت جمشید
» شنبه بیست و نهم خرداد 1389 ساعت 13:12
خواستم همانند «فاطمه، فاطمه است»ات وصفت کنم دیدم مرا توان وصفت نیست، خواستم بگویم شریعتی معلم ما است، استاد ما است، روشن فکر ما است،... شریعتی شهید ما است، دیدم حتی به
روش خودت هم نمیتوانم وصفت کنم، اما همین قدر بگویم که روز تولدت(12 آذر 1312) روز شادی ما و روز شهادتت(29 خرداد 1356) روز عزای ما است، ما این دو روز را به عشقت در تقویم مشخص کردهایم و به احترامت در زادروزت رخت سپید و در سالروز پروازت، رخت عزا بر تن میکنیم تا شاید بتوانیم قطرهای از اقیانوس بیکران علاقهمان به معلم شهیدمان را ادا کنیم، یا أیها الناس! سی و سه سال است که دیگر در بین ما نیست اما این قدر دوریاش برایمان غیر قابل باور است که هنوز باور نکردهایم سی و سه سال است رفته است، انگار سی و سه ثانیه پیش خبر مرگ مشکوکش را که اول میگفتند حملهی قلبی مسببش بوده و بعداً معلوم شد به دست عوامل ساواک به شهادت رسیده را شنیدهایم، دکتر! این تقلید کوکورانهی ما را ببخش و حلالمان کن و این تقلب کودکانهمان را نادیده بگیر: «اینها همه هست و این همه شریعتی نیست، شریعتی، شریعتی است...».
برچسبها:
مناسبت،
علی شریعتی
» چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389 ساعت 13:18
» حکیم ابوالقاسم فردوسی در این سه بیت توضیحاتی دربارهی دین و آیین هخامنشیان میدهد و در پایان هم آنها را با بت پرستان عرب(تازی) مقایسه میکند.
نيــا را همــى بــود آيـيــــن و كـيـش پـرستـنـدهی ايـــــــــزدى بـود پـيـش
نـگـويـى كـه آتـــش پـرستــان بـدنـد پـرستـنــدهی پـــــاک يــــزدان بـدنـد
در آنـــگـــه بــدى آتــش خــوبـــرگ چــو مــر تــازيــان مـحــراب سنــگ
» نظامی گنجهای(گنجوی) در اسکندرنامهی خود روایتی کوتاه اما زیبا که به خوبی بیانگر اوج خشونت و ویرانگری اسکندر مقدونی است را به تصویر میکشد و تا حدودی سبب برانگیخته شدن احساسات خواننده میشود.
سكــنـدر در آن داوریــگــــــــاه سخـــت پـى افـشـرد مـانـنـد بـيــــــــــخ درخـت
زبـس خـون كـه گــرد آمـد انــدر مـغـاک چـو گـوگـرد سرخ آتـشين گـشت خـاک
» استاد سید محمدحسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار در اشعاری زیبایی تخت جمشید را با ویران شدنش پس از آتش سوزی مهیب اسکندر مقدونی را مقایسه میکند.
تخـت جـمشيـد عــــــروس زيبـــا دگـر افـسـرده و محــــزون سيـما
اى فلک اين چـه دل است و يـارا پـاى اسكـنـدر و كـــــــــــــــاخ دارا
برچسبها:
مقاله،
شعر
» سه شنبه هجدهم خرداد 1389 ساعت 13:7
به ايران بيانديشيم كه سه هزاره است به همت فرزندان برومند و غيرتمند خويش در جهان سربلند زيسته است و در آغاز تاريخ خود پرچم داد و راستی و آزادی را برافراشته است. چنان كه داريوش شاه میفرمايد: «به خواست اهورامزدا من چنينم كه راستی را دوست دارم و از دروغ رو گردانم. دوست ندارم كه ناتوانی از حقكشی در رنج باشد و همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهای ناتوان آسيب برسد. آن چه را كه درست است من آن را دوست دارم، من دوست و برده دروغ نيستم، من خشم خود را فرو مینشانم و سخت بر هوس خود فرمانروا هستم. اين كشور كه اهورامزدا آن را به من ارزانی فرموده زیبا و دارای مردان خوب است. به خواست اهورامزدا و من، اين كشور از ديگران نمیترسد، و سرزمينهای بسياری تحت فرمان من هستند.» و چنين پادشاه فرزانهای دستور به ساخت تخت جمشيد میدهد، و پس از بررسی لوحهای ديوانی تخت جمشيد نتيجه میگيريم كه داريوش شاه واقعاً با مردم ناتوان همراه بوده و در شاهنشاهی او حتی كودكان نيز از پوشش خدمات همگانی برخوردار بودهاند...[متن کامل]

برچسبها:
مقاله،
تخت جمشید ادامـــهی مطلب ←